حسن حسن زاده آملى

204

هزار و يك كلمه (فارسى)

دوم : إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ « 1 » ؛ سيم : همين دليل اينجا ؛ چهارم : دليلى كه حضرت رضا عليه السّلام بيان فرموده به طورى كه در اصول كافى نقل مىكند . و ادلّه حكما چيز ديگرى غير همين‌ها نيست . بيان دليل اول : اين مطلب بديهى است كه خانه‌اى كه دو نفر بزرگتر داشته باشد يا شهرى كه دو حاكم داشته يا مملكتى كه دو پادشاه داشته باشد كار رونقى نمىگيرد . اين نشانه امتناع شريك است . مثلا در خانه يك بزرگتر مىگويد : بايد امروز آبگوشت خورد براى اينكه بچه‌ها بنيه‌شان ضعيف است . ديگرى مىگويد : خير ، در هواى گرم گوشت ضرر دارد ، بهتر آبدوغ است . آن يكى مىگويد : احتمال سرماخوردگى باشد مىخواهى بچه‌ها را ناخوش كنى ! آن يكى مىگويد : تو مىخواهى ناخوش كنى اگر آبگوشت تهيه كنى لب نمىزنم و نمىگذارم هيچ كدام بخورند . آن يكى مىگويد : اگر آبدوغ باشد نمىگذارم . و نزاع برخاسته مىشود . مطلب همين يكى نيست ، در لباس خريدن ، چه پارچه بخريم ، چه بدوزيم به كه بدهيم بدوزد ، كدام خيّاط ، كدام مدرسه‌شان بگذاريم بهتر است ؟ آن يكى مىگويد : اصلا مدرسه نگذاريم دكّان كسب بگذاريم ، چه كسبى باشد ؟ يكى مىگويد : خرّازىفروشى بهتر است ؛ براى اينكه امروز دورهء مد و فرم‌پرستى است كسب رواج دارد . آن يكى مىگويد : دوره را كار نبايد داشت عطّارى بهتر است ؛ زيرا كه لوازم زندگى مرتّب نشود ، من در كدام اطاق سكنى كنم تو در كدام اطاق ؟ بنّائى خانه را چطور بكنيم ، كدام بنّا را بياوريم ؟ اين طور صرفه ندارند ، بىجهت مال انسان تفريط مىشود . آن يكى مىگويد : خير تفريط نمىشود انسان چند روزه دنيا مىخواهد جاى خوبى داشته باشد . خلاصه ، محلّ اختلاف يكى و دو تا و سه تا نيست ، در يكى يا دو مسأله كه اتفاق كنند در مطالب ديگر اختلاف مىكنند ، يا دعواشان مىشود ، يا يكى از آنها ناچار رأى

--> ( 1 ) - مؤمنون ( 23 ) : 91 .