حسن حسن زاده آملى
192
هزار و يك كلمه (فارسى)
مىخشكانيد و گندم و جو و درخت از ميان مىرفت ميوه پيدا نمىشد . ( فرنگيها به تجربه ثابت كردهاند كه درختان در شب يك نوع غذا را از هوا مىگيرند كه در روز ممكن نيست آن غذا را استفاده كنند و در روز يك نوع غذا را اتخاذ مىكنند كه در شب ممكن نيست . غذاى شب او اكسيژن است و غذاى روزش كربن ، اگر تمام اوقات روز بود تماما كربن را به واسطه برگ از هوا جذب مىنمود و هيچ موفق به جذب اكسيژن نمىگرديد ؛ زيرا كه نور اثرى دارد كه موجب مىگردد كه درخت جذب اكسيژن نكند و فقط كربن را جذب كند . و اگر تمام اوقات ، شب بود صرف اكسيژن را جذب مىكرد و كربن پس مىداد و به هر حال غذاى ناتمام را مصرف مىكرد و در نتيجه ضعيف مىشد و مىخشكيد مثل اينكه انسان تماما سبزى بخورد و يا تماما ميوه . البته آن موادّ غذايى كه در نان و گوشت و تخم مرغ و شير هست در سبزى و ميوه نيست ، زود انسان را ضعيف مىكند و از بين مىبرد ، و همچنين اگر تماما نان خالى بخورد بىگوشت و روغن ، يا گوشت تنها بخورد بىنان و برنج ، و مواد لازمه بدنى را ميل نكند كمكم ضعيف يا مريض مىگردد . فرق انسان و نباتات اين است كه نبات از ريشه يا از برگ غذاى خود را در هوا و زمين پيدا مىكند و انسان سفره پهن مىكند ، و زحمت مىكشد غذا مىپزد ، آشپزخانه تهيه مىكند ، زيره و ادويه و زعفران استعمال مىكند تا غذا مطبوع گردد . حاصل اينكه اگر تماما روز يا تماما شب بود درخت و ميوه و زراعت از بين مىرفت . و از عجايب امور اينكه مىگويند غذايى كه شب درخت از هوا مىگيرد براى تنفّس انسان لازم است كه آن غذاى شب درخت مايهء تنفّس انسان است ، و چيزى كه براى تنفّس انسان مضرّ است به صورت بخار از برگها بيرون مىآيد ، بالعكس ، روز چيزى كه مضرّ است جذب مىكند و چيزى كه مفيد است از او تراوش مىشود اين است كه در شرع شب زير درخت خوابيدن مذموم است ) . و همچنين تغييرات فصول كه زمستان بايد سردتر باشد و در بعضى بلاد برف و بعضى باران ببارد ، تابستان هوا گرم شود و تابش خورشيد ميوهها را بپزد و زراعت را به حد كمال رساند تا مايه حيات انسان و حيوان مهيا باشد ، و بين اين دو فصل