حسن حسن زاده آملى
159
هزار و يك كلمه (فارسى)
ظرف علم كه گنجايش آن بيشتر مىگردد . هر يك از ظرفهاى جسمانى را حدّ معينى است كه گنجايش آنها را تحديد مىكند مثلا پيمانهها و بركهها و درياچهها و درياها هر يكى را اندازهايست كه بيش از آن اندازه آب را نمىپذيرند ، به خلاف نفس ناطقه انسانى كه هر چه مظروف او كه آب حيات علوم و معارف است در او ريخته شود سعه وجودى و ظرفيّت ذاتى و گنجايش او بيشتر و براى فراگرفتن حقايق بيشتر آمادهتر مىشود . پس اين برهان نازل از بطنان عرش تحقيق ناطق است كه نفس ناطقه علاوه بر اينكه موجودى عالى از جسم و جسمانيات ، و عارى از احكام نشأه طبيعت ، و خلاصه موجودى مجرد است ، نيز داراى مقام فوق تجرد يعنى تجرد از ماهيت است و او را حدّ يقف نيست و گوهرى فوق مقوله است ، زيرا مجرد بودن موجودى از ماده غير از مجرّد از ماهيت بودن او و عدم وقوف او در حدّى و مقامى است . اين است معنى صحيح گفتار امام عليه السّلام كه به اختصار تقرير كردهايم نه آنكه ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه يكى از ادله تجرّد نفس ناطقه را كه حكماى پيشين نگفتهاند نقل كرده و آن را بدون مناسبت و يا به أدنى مناسبت ، بيان منطق امام عليه السّلام قرار داده است . پوشيده نيست كه اين گونه معجزات قولى را بعد از قرآن و پيغمبر از هيچ يك از صحابه و تابعين و بعد از آنان ، بجز از ائمه اثنى عشر ما عليهم السّلام نمىتوانى بيابى ، و تنها همين معجزات قولى در حقانيت امامت آنان كافى است . صدوق ابن بابويه ( رحمة اللّه عليه ) در كتاب من لا يحضره الفقيه آورده است كه امير المؤمنين على عليه السّلام در وصيتى به فرزندش محمد بن حنفيه فرمود : « اعلم أنّ درجات الجنّة على عدد آيات القرآن فإذا كان يوم القيمة يقال لقارئ القرآن : اقرأ و ارق » . « 1 » ثقة الاسلام كلينى در كتاب فضل القرآن كافى به اسنادش از حفص از امام هفتم موسى بن جعفر عليهم السّلام روايت كرده است كه امام به حفص فرمود :
--> ( 1 ) - وافى ، جزء 14 ، ص 65 .