حسن حسن زاده آملى
125
هزار و يك كلمه (فارسى)
از تلفيق صورت عقليه كه نفس مجرد مفارق است ، و از ماده جسمانيه كه بدن است - بدون توسّط استكمالات و استحالات ماده - شخصى از نوع انسانى حاصل شود . يعنى از دو چيز متغاير ممتاز از يكديگر هويت وحدانى و وحدت شخصى صورت يابد : و من المحال أن يحصل من صورة عقلية و مادة جسمانية نوع جسماني واحد كالإنسان بلا توسّط استكمالات و استحالات لتلك المادّة . . . ( اسفار ، ط 1 ، رحلى ، ج 1 ، ص 282 ) . تعليقه 11 - قوله ( قدّس سرّه ) : « و در حقيقت توليد عوارض . . . » يعنى بحث در عوارض تابعه جوهر طبيعى است كه منبعث از متن جوهر طبيعىاند كه لا جرم از مراتب وجودى جوهر طبيعى و دامنه آنند ، نه در عوارض غريبهء لاحقه جوهر طبيعى ؛ لذا تغيّر و تجدّد اعراض آنچنانى بدون تغيّر و تجدّد موضوعاتشان كه جوهر طبيعى است صورتپذير نيست ، پس متن جوهر طبيعى عالم - يعنى عين و ذات او - در تبدّل و تغيّر و تجدّد است . تعليقه 12 - قوله ( قدّس سرّه ) : « و بالجمله عالم جسمانى سرتاسر . . . » در كتاب گشتى در حركت برهانى را تقرير و تحرير كردهايم كه يكپارچه همه قوافل جواهر مادى از هيولاى اولى و صور طبيعى عناصر و اجرام آن به طبايع و سرشتشان به سوى ملكوت اعلى و حسن و جمال مطلق در حركتند . و كلمه دويست و شصت و چهار هزار و يك كلمه در همين موضوع شايان توجّه است ، فراجع . و نيز يكى از ادله بر حركت در جوهر طبيعى ، برهان حركت تكاملى طبايع است و آن برهان پنجم گشتى در حركت است كه در اين مقام بسيار نافع و مفيد است . تعليقه 13 - قوله ( قدّس سرّه ) : « و هرگز نمىتوان متغيّرات را . . . » يكى از ادلّه حركت در جوهر برهان ربط متغيّر به ثابت است كه به طور مستوفى آن را در دليل دهم ادله حركت در جوهر طبيعى از كتاب گشتى در حركت تقرير و تحرير كردهايم . تعليقه 14 - قوله ( قدّس سرّه ) : « قسم دوم علّت معدّه است . . . » يعنى علت معدّه