حسن حسن زاده آملى
114
هزار و يك كلمه (فارسى)
مىشود ؟ ! علاوه اين كه اشكالات ديگر هم بر آن وارد است . و اصطلاحات چهارگانه تناسخ و تماسخ و تفاسخ و تراسخ ، هيچ اساس علمى ندارند و فقط با الفاظ بازى كردن است . اين فريق شنيدهاند و در كتب اساطين علم و حكماى الهى آشناى به منطق وحى خواندهاند كه ممكن است انسانهائى پس از مردن به صور حيوانات گوناگون درآيند ؛ از ظاهر اين گونه عبارات پنداشتهاند كه روح انسان در همين نشأه به حيوانات تعلق مىگيرد ، و ندانستهاند كه مراد آن بزرگان حشر انسانها به صور برزخى ملكاتشان در آخرت است كه در اين نشأه اكتساب كردهاند ، چنان كه در بيان نتيجه سوم حركت جوهرى گفتهايم : « اعمال آدمى در دنيا مستتبع ملكاتند و ملكات در آخرت مستتبع اعمال » . جناب صدر المتألهين تناسخ را به ملكى و ملكوتى تقسيم كرده است ، اولى را باطل دانسته است كه حرف اين فريق است ؛ و ملكوتى را تصويب فرموده است كه لسان صدق اساطين علم و حكماى إلهى آشناى به منطق وحى است . ما اين مباحث را مستوفى در شرح عين پنجاه و چهارم از سرح العيون فى شرح العيون تقرير و تحرير كردهايم ؛ و درس بيست و يكم كتاب ما دروس اتحاد عاقل به معقول به تحقيق و تنقيب تمام در تجسّم اعمال بحث كرده است . ط - ديگر از آن حقايق كه معرفت به حركت در جوهر طبيعى مفتاح آن است ، حشر جمادات و نباتات است . حشر بر دو گونه است : يكى اين كه همه موجودات در نزد حق ( سبحانه ) كه وجود صمدى حقيقى و قيوم و ربّ آنهاست حاضر و محشورند ، حشر بدين معنى مطلبى بىدغدغه است و از حريم بحث در حركت جوهرى خارج است . و حشر به گونه دوم از طريق حركت جوهرى و تحوّل ذاتى است كه جميع موجودات را غايتى است معشوق حسن مطلق اگر نيست ما سواه * يكسر به سوى كعبه عشقش روانه چيست