حسن حسن زاده آملى
112
هزار و يك كلمه (فارسى)
تذوب و تذبل و تتحلّل ذاتها و صفاتها على التدريج في خدمة النفس و طاعة الأمر الأعلى . . . » ( اسفار ، ط 1 ، رحلى ، ج 2 ، ص 159 ) . محض آگاهى عرض مىشود كه رسالهاى در شرح حديث ياد شده نوشتهايم كه تاكنون در حدود صد وجه از معانى آن را تحرير كردهايم . ز - ديگر از آن حقايق كه معرفت به حركت در جوهر طبيعى مفتاح آن است ، معرفت به توحيد صمدى است كه نظام ازلى و ابدى يك وجود صمدى است و طبيعت دامنه آن است ، و وجود با حفظ مراتبش يكپارچه حيات و شعور و ديگر اسماء حسنى و صفات علياست . توحيد صمدى توحيد قرآنى است ، قوله سبحانه هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ . . . ( سوره حديد ، آيه 4 ) . به حقيقت اگر مسأله وجود به تحقيق معلوم نگردد اصول و امّهات معارف إلهى و انسانى كه اعتلاى به فهم خطاب محمّدى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم منوط بدان است معلوم نمىشوند . صدر المتألهين در شواهد ربوبيه چه نيكو فرموده است : و الحقّ أنّ الجهل به مسأله الوجود للإنسان يوجب له الجهل بجميع أصول المعارف و الأركان ؛ لأنّ بالوجود يعرف كلّ شيء ، و هو أوّل كلّ تصوّر ، و أعرف من كل متصوّر ، فإذا جهل جهل كلّ ما عداه ، و عرفانه لا يحصل إلّا بالكشف و الشهود ، و لهذا قيل : « من لا كشف له لا علم له » . ( شواهد ربوبية ، ط 1 ، ص 9 ) . تنبيه : صواب اين بود كه بفرمايد : « لأنّ كل شيء يعرف بالوجود » تا « أنّ » بىاسم نباشد ، و يا اين كه « تعرّف » مصدر باب تفعّل است تا اسم « أنّ » باشد و به « يعرف » تحريف شده است : وجهى ديگر در اين كه يكى از نتايج حركت جوهرى خداشناسى است اين كه تحوّل و تغيّر ذات شىء ، موجب تفرقه و گسيختگى همه تاروپود أعضاء و جوارح آن شىء است ، به خصوص مركبات كه از طبايع متضاده صورت مىيابند ، و جمال و زيبايى هر چيز به حفظ صورت و وحدت اوست . اين مطلب نياز به اقامه بيّنه و برهان ندارد . و چون به براهين حركت در طبيعت جوهر ، ذات شىء در حركت و تحوّل و تغيّر است و از آغاز تا انجام ثبات دارد و زيبايى و