حسن حسن زاده آملى
49
هزار و يك كلمه (فارسى)
و تثنيه و جمع آن ، صيغههاى گوناگون است . حق سبحانه به زبان سفير كبيرش خاتم انبياء و آل او به ما فرمود : بالا بياييد ، اگر ما قابل و لايق نبوديم كه نداى آنان را لبّيك بگوييم حاشا كه ما را به گزاف دعوت كنند ، و حاشا كه دهان عصمت به سخريّه باز شود . و لكن اين مطلب شريف نه بدان معنى است كه كسى هوس كند مثلا به مقام ختمى نايل شود زيرا كه مقام ختميّت از اسماى مستأثره آن جناب است و به مثل از صفاياى ملوك است ، بايد به چنين اهل هوس گفت : لا تتعب نفسك خويشتن را در اين هوس رنج مده ، مقدّس عاقل باش ، و « ره چنان رو كه رهروان رفتند » . مقام ختمى خواستن تجاوز در دعا و طلب است و خداى سبحان فرمود : وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ « 1 » . مطلب عمده در اين امر توجّه به نبوّت تشريعى و نبوّت إنبائى است كه نخستين به حضرت رسول اللّه ختم شده است ، و دومى وقف عام است ، به تفصيلى كه در كتاب انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه تقرير و تحرير كردهايم . اما نكته دوم از معلم ثانى فارابى اين كه در رساله اطلاقات عقل ، مفاد كلام او اين است كه اى انسان هيچ كلمهاى از كلمات وجودى نظام هستى إباء و امتناع ندارد كه معلوم شما بشود ، به هر چه روى بياوريد و آن را زير و رو كنيد و بكاويد و بشكافيد تا به عمق آن برسيد و تار و پودش را دريابيد ، مطيع شما هستند ؛ اين تمكين و تسليم از ناحيه موجودات ، و جنابعالى انسان هم حدّ يقف ندارى - يعنى نفس ناطقه انسانى چه از مرد و چه از زن ، هر چه داناتر مىشود اشتها و تقاضايش براى علوم و معارف بالاتر ، بيشتر مىشود - . علوم و معارف ، غذاى نفس ناطقهاند چه اين كه غذا و مغتذي مسانخ يكديگرند ؛ و هر اندازه به نفس ناطقه غذايش داده شود بجاى اين كه سير شود گرسنهتر و تشنهتر مىشود . مفاد دنباله گفتار فارابى اين كه : از يادت نرود كه چى بودى و الآن كى هستى ، تو كه نطفهاى در حدّ استعداد و قوّه و منّه انسان شدن بودى ، و كمكم انسان بالفعل در
--> ( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 191 .