حسن حسن زاده آملى

33

هزار و يك كلمه (فارسى)

پيش ملّاى كتابى درس بخواند ، اگر آقاى فاضل تونى درس شفا را براى شما قبول كند خيلى خوب است . خاطره‌اى ناگوار از درس شفاى استاد فاضل تونى پس از مدّت مديدى كه بسيارى از طبيعيات شفا را در نزد وى خوانده‌ام ، برايم روىآورده است ، بدين شرح : در اين درس شفا كسى با من شركت نداشت فقط من تنها به محضرش تشرّف مىيافتم . يك روز چهارشنبه كه روز آخر درس هفته است ، ديدم آن جناب ( رضوان الله عليه ) درست و موزون مطلب شفا را تقرير نمىفرمايد و پريشان مىگويد ، و من چند بار سؤال پيش آوردم و جواب مقنعى نفرموده است ؛ چنين انگاشتم كه شايد مانعى پيش آمده است و درس را مطالعه نفرموده است . و روزهاى پنجشنبه و جمعه و ديگر تعطيليها در محضر استاد شعرانى دروس رياضى فرامىگرفتم ، لذا فرداى آن روز چهارشنبه يادشده براى درس رياضى به حضور استاد شعرانى شرفياب شدم ، و در آن محضر نيز تنها بودم ؛ غرض اين كه بسيار خامى و بىادبى از من سر زده بود كه به استاد شعرانى عرض كردم : حضرت آقا ديروز جناب استاد فاضل تونى درس شفا را درست تقرير نفرموده است ، و من چند بار سؤال پيش آورده‌ام و لكن از ايشان جواب موزون و مطبوع نشنيدم ، لاجرم سكوت كردم و پىگيرى نكردم . استاد شعرانى در هنگام گفتارم به نوشتن اشتغال داشت ، بدون اين كه سر بلند كند و مرا نگاه كند به حالت انقباض و گرفتگى چهره با لحنى خاصّ و اعتراض‌آميز فرمود : درسها و بحثهايت را كم كن و شفا را پيش مطالعه كن و در آن بيشتر زحمت بكش . من خاموش شدم ، ولى انفعالى شديد به من روى آورد كه شايد استاد شعرانى اين گستاخى را از من درباره خودش نيز احتمال دهد كه در محضر استادان ديگر از ايشان همچنين بىادبى از من صادر شود . تا فرداى آن روز كه روز جمعه بود و براى درس رياضى تشرّف حاصل كردم درحالىكه آن حالت انفعال بر من حاكم بود ، به محض نشستن رو كرد به من فرمود : آقا آن اعتراض ديروز شما بر آقاى فاضل تونى ، حق با شما است ، زيرا كه