حسن حسن زاده آملى
93
هزار و يك كلمه (فارسى)
و چون بدن مباركش را به خاك مىسپرديم پاهايش را اين بنده در بغل گرفته بود و به ياد آن شب افتادم كه كف پايش را بوسيدم خواستم در كنار تربتش تجديد عهد كنم ولى حضور مردم مانعم شد . چون بدن مرحوم الهى به خاك سپرده شد و هنوز لحد نچيده بودند جناب استاد علّامه طباطبايى تشريف آوردند و در كنار قبرش نشستند و دستمال در دست گرفتند و بسيار گريستند . در شب پنجشنبه 27 ارديبهشت 1352 كه دو شب از وفات آن بزرگوار گذشته بود در محضر پر فيض جناب استاد علامه طباطبايى بوديم كه دورهاى داشتيم جناب آقاى طباطبايى فرمودند : در اين سال دو فرد روحانى كه خيلى به روحانيت آنها ايمان داشتم از دست ايران بدر رفت يكى مرحوم آقاى آملى ( آية الله حاج شيخ محمد تقى آملى رضوان الله عليه ) و ديگر مرحوم آقاى قمشهاى . مرحوم آقاى قمشهاى بارها در عظمت شأن نهج البلاغه مىفرمود : برويم بهشت نهج البلاغه را خدمت امير المؤمنين ( ع ) درس بخوانيم تا بفهميم آن حضرت چه فرموده است . همين فرمايشش را فرزندش آقا نظام الدين سابق الذكر كه بعد از مراسم روز هفت مرحوم الهى از كنار تربتش در وادى السلام قم بيرون مىآمديم و خداحافظى مىكرديم به ما فرمود : آقايم رفت خدمت امير المؤمنين عليه السلام نهج البلاغه بخواند . در روز مراسم هفت نيز جناب آقاى طباطبايى تشريف داشتند و تنى چند از روحانيون و مردم حقشناس و وظيفهشناس قمشه در مراسم روز هفت شركت داشتند و در قمشه نيز تجليل بسيار شايان و بسزا كرده بودند . و از طرف جناب استاد بزرگوار حضرت آقاى علّامه ميرزا احمد آشتيانى در مسجد ارك تهران مجلس ترحيم بسيار سنگين و مجلّلى منعقد شده بود . جنازهاش را بسيار ساده و بىهياهو و بىتشريفات از تهران به قم آوردند . آية الله آقاى اراكى معروف قم دست آورد و آستين مرا گرفت و پرسيد اين جنازه كيست كه دارند مىبرند ؟ گفتم مرحوم آقاى قمشهاى . گفت قمشهاى معروف كه تفسير قرآن نوشت ؟ گفتم آرى . گفت پس چرا وضع تشييع و تشريفات جنازهاش