حسن حسن زاده آملى

86

هزار و يك كلمه (فارسى)

سيّد الوصيين و برهان الموحّدين و امام العارفين على امير المؤمنين ( ع ) به نظم و نثر و نيز تفسير ابو الفتوح رازى و تعليقات بر آن ، و نيز ترجمه و شرح فصوص معلم ثانى فارابى ، و نيز حكمت الهى عام و خاص ، و نيز نغمهء الهى و نغمهء حسينى و نغمهء عشاق كه هريك از اين مؤلّفات عشر مكرر به طبع رسيده است ، و نيز شاگردانى كه تربيت كرده است از بركات آن تجارت است . شبهاى جمعه جلسه تفسير داشت جمعى از خصّيصين از آن محضر مبارك خصوصى بهره مىگرفتند ، و اين بنده نيز افتخار شركت داشت . در احياى معارف حقّه كوشا بود گاه به تفسير و گاه به تحرير و گاه به تدريس . سبحان الله از اول تا آخر كليّات ديوانش و در همهء تأليفاتش يك كلمه لغو نمىيابى . ديوانش از فاتحه تا خاتمه شور و نوا و سوز و گداز است خدا گواه است كه محضرش نيز همچنين بود . بيش از ده سال با او حشر داشتم يك كلمه ناروا و يك حرف ناسزا و يك جمله بيهوده از او نشنيدم چه گريه‌ها و زاريها از او ديده‌ام ، و چه اندرزها از او به يادگار دارم . و چه خاطرات و چه حالات و چه و چه و . . . كلمه فحش او « خواهر نامرد بود » . مىفرمود خواهر نامردها چه مىكنند و يا فلان خواهر نامرد چه گفت . بارها با تبسّم ميفرمود فحش من خواهر نامرد است . و اين بنده جز تلفظ به اين لفظ فحش هيچ فحشى درباره كسى از او نشنيدم . مىفرمود بعد از مرگ ، تأليفات و اشعار ما قدر و قيمت پيدا مىكنند . در قانون شيخ الرئيس دست داشت و در تهران آن را تدريس مىكرد . طبعش بسيار لطيف بود . از طلعت ديوانش فروغ إنّ من الشعر لحكمة ساطع است ؛ و از طلاقت بيانش شروق إنّ من البيان لسحرا طالع . نازكى اشعارش خود برهان ناطق است ، و تقريظ مرحوم ملك الشعراى بهار كه در ابتداى نغمه عشاق ثبت است شاهدى صادق . اين بنده گويد كسى را از معاصرين نمىشناسند كه آنهمه مضامين رفيع حكمت و معانى منيع عرفان را به اين سبك روان به رشتهء نظم كشيده باشد لذا با هيچ‌يك از دواوين معاصرين جز به ديوان درج درر حقائق الهى خو نكرده است .