حسن حسن زاده آملى

71

هزار و يك كلمه (فارسى)

همه از آهنيم اين از چه رويست * كه هريك را دگرگون رسم و خويست تبسّم كرد استاد هنرور * بگفت اى ثانيه گرد محقّر ز حد فكر تو برهان برونست * تو چون دانى كه راه و رسم چونست مزن ما فوق محسوسات خود راى * ز پا افتى در اينجا گر نهى پاى به حكمت بود هر كارى نمودم * كزين كم كرده بر آن يك فزودم تو را فكرت به حكمت آشنا نيست * به كار حق ترا چون و چرا نيست . اين بود آنچه كه از بيچون‌نامه به نقل آن تبرّك جسته‌ايم . خداوند متعالى درجات مرحوم آقاى اخگر و نظاير وى را عالى گرداناد ، و آقاى مطيعى و اشباه وى را جزاى خير دهاد ، و به بهمنى و امثال وى توفيق هدايت و بيدارى مرحمت كناد . برادر گراميم جناب آقاى حاج ابو الحسن ساروى بايد با نور علم و معرفت از روى طوع و رغبت در برابر نظام احسن عالم سر تسليم نهاد و گردن بندگى پيش كشيد كه وجود عالم بر اين نظام خير محض است و ايجاد آن كمال تامّ ، و واجب الوجود فياض على الاطلاق و جواد مطلق و خيّر محض ، و از خيّر محض جز نكويى نايد . بندهء بيدار خداوند باش * بندگيش مىكن و خرسند باش امر هيچ عقد و حلّى در نظام وجود در دست ما و وابسته به ما نيست تا دم از چون و چرا بزنيم . آقاى عزيز خوشا به حال كسانى كه به خطاب يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ