حسن حسن زاده آملى
64
هزار و يك كلمه (فارسى)
و ما عند الله خير الأبرار . تخمهايى كه شهوتى نبود * بر او جز قيامتى نبود و اگر تخم بد كاشته است . وَ لا تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ . انتقال از اصلاب به ارحام ، و از ارحام به اين نشأه ، و از اين نشأه به نشأه ديگر متدرجا از منزلى به منزلى سفر كردن و از گاهوارهاى پس از گاهوارهاى بدر رفتن است : إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى ، وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً . طفلى است جان و مهد تن او را قرارگاه * چون گشت راهرو فكند مهد يك طرف در تنگناى بيضه بود جوجه از قصور * پر زد سوى قصور چو شد طاير شرف ز آغاز كار جانب جانان همى روم * مرگ ار پسند نفس نه جانراست صد شعف ( ديوان متأله سبزوارى ) حجت كبراى حق ولى الله اعظم امام اول است كه در اوان ارتحال فرموده است : و الله ما فجأنى من الموت وارد كرهته ، و لا طالع انكرته و ما كنت إلا كقارب ورد و طالب وجد و ما عند الله خير للابرار . سوگند به خدا از جانب مرگ فرود آمدهاى ناگهانى كه آن را ناخوش بدارم ، و ظهور كنندهاى كه آن را زشت بشمارم ، به من روى ننمود . من در اشتياق به مرگ چنانم كه خواهنده آبى به آب فرود آيد ، و جويندهاى كه خواستهء خود را بيابد ، و آنچه در نزد خداست براى نيكوكاران بهتر است . مرگ اگر مرد است گو نزد من آى * تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ من از او عمرى ستانم جاودان * او ز من دلقى ستاند رنگ رنگ ( ديوان شمس تبريزى ) اينكه منطق حجّت خداست ببين شاگردان و پيروانشان را چه حالت است :