حسن حسن زاده آملى
61
هزار و يك كلمه (فارسى)
از افادات جناب استاد عزيز ما علامه بزرگوار حاج ميرزا ابو الحسن شعرانى به قلم مباركش در اين مقام اينكه : اسم اعظم لفظ نيست بلكه ساير اسماء نيز ، و آنچه ما بر زبان مىآوريم اسم الاسم است به روايت كافى . و دعوت خداوند به اسم اعظم يا اسم ديگر به آن است كه داعى در اسم فانى شود ، و چون فانى در آن شد خاصيّت اسم در او ظاهر گردد و دعا مستجاب گردد . و در دعاى سمات است : « باسمك الذى اذا دعيت به على مغالق ابواب السماء للفتح بالرحمة انفحت » الى غير ذلك . و اسم اعظم داراى خاصيت همه اسماء است كه أئمه - عليهم السلام - وقتى بدان اسم خدا را مىخواندند و بدان متحقق مىشدند هر معجزه اظهار مىكردند از مرده زنده كردن و شفا دادن بيماران و خرق قواعد طبيعت ، و همان مىشد كه مىخواستند ، و آن از اسرار امامت بود كه كيفيت آن بر ما مجهول است و إنيّت آن معلوم ، زيرا كه ما نسبت به حقيقت ولايت چنانيم كه عامى نسبت به معنى اجتهاد ، و همچنان كه تعريف اجتهاد براى عوام ممكن نيست ولايت براى ما همچنان است . انتهى كلامه قدّس سرّه الشريف . بدان كه سخن در كمال تأثير است و گرنه هريك از اسماء لفظى و كتبى و ذهنى را كه مرآت و حاكى خارجىاند در عالم خودش و در حدّ خودش احكامى خاص و تأثيراتى است به تفصيلى كه در نثر الدّرارى على نظم اللآلى ( ص 93 - 103 ط 1 ) ، و در انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه بيان كردهايم . كلمهء 224 اين كلمه نامه ايست كه در تسليت به آشنايى نوشتهايم : بسم الله الملك الحق المبين و بشّر الصابرين الذين اذا أصابتهم مصيبة قالوا إنا للّه و إنا اليه راجعون ( بقره 157 ) خوشا وقت شوريدگان غمش * اگر زخم بينند و گر مرهمش گدايانى از پادشاهى نفور * باميدش اندر گدايى صبور