حسن حسن زاده آملى

52

هزار و يك كلمه (فارسى)

بازارچه سنگلج طهران قيام نموده در عصر روز شنبه شانزدهم شهر ربيع الأول سنه هزار و سيصد و پنجاه و پنج هجرى ( 1355 ه ق ) به رحمت حق پيوست و در روز يكشنبه هفدهم شهر مذكور در حضرت عبد العظيم مدفون گرديد . و براى ديدن معقول به مجلس افادت مرحوم شيخ على نورى حاضر شدم ، و از سفله طلاب آن حوزه بسى اهانتها ديدم لكن شوق تحصيل مرا مدد نمود از آن اهانات از پا نيفتادم ، و عواطف حكيمانه رحيمانه استاد نيز مرا كمك نموده دو دوره امور عامه شوارق كه آن مرحوم متخصّص در تدريس آن بود و او را بر آن حواشى است مطبوعه ، پيش ايشان ديدم . و پس از انجام آن به مدرس تحقيق مرحوم ميرزا حسن كرمانشاهى مدرس مدرسه سپهسالار قديم كه حكمت مشاء را استادى كامل بود شتافتم و به آن حوزه با كمال انس مىرفتم و از سفله موذيات آسوده بودم ؛ كتاب شرح اشارات من البدايه الى النهايه و سفر نفس اسفار و جمله‌اى از الهيات شفاء و برخى از طبيعيات آن و معظمى از شرح فصوص قيصرى خواندم ، تا دوره روزگار منتهى به سنين قحط عظيم گرديد ، يعنى سنه هزار و سيصد و سى و شش ( 1336 ه ق ) مجاعه شديد روى داد ، و استاد معظم به واسطه فشار قحط و صدمه پيرى به مدرسه نيامد ، و من سماجت كرده دست از طلب نكشيدم با وجودى كه خانه‌ام نزديك خيابان ميدان مشق ، و خانه ايشان نزديك به دروازه غار بود همه روزه بعد از ظهر به خانه ايشان رفته و از محضرشان استفاده مىبردم تا بالأخره در همان سال آن مرحوم را سفر لقاء الله روى داده و قالب تهى كرده به منزلگاه حقيقى پيوست و رفاقت ملأ اعلى را اتخاذ نمود . و در خلال اين احوال والد ماجدم كه چندى بود از مازندران مراجعت كرده بودند « 1 » به عالم آخرت انتقال يافت و با سميّشان خاتم النبيّين محشور گرديد و در روز اول ماه شعبان سنه هزار و سيصد و سى و شش ( 1336 ه ق ) به رحمت ايزدى پيوست . پس از انتهاء مراسم تعزيت آن مرحوم به شغل امامت مسجد حاج

--> ( 1 ) - يعنى پس از پنج سال تبعيدى در كرات نور مازندران به طهران مراجعت كردند .