حسن حسن زاده آملى
490
هزار و يك كلمه (فارسى)
فجمع من علوم الدين جميع ما يجب أن يعلمه علماء الدين ، و لم أره مرة واحدة يتأنّف من علم . . . يعنى : بيش از بيست سال او را آزمودم و در او جز جدّ و جهد به تحصيل علوم چيزى نيافتم و نديدم ، و همه علومى را كه بايد دانشمند دينى بداند گرد آورده است . و نديدم كه يك بار از علمى خوددارى كند و روگردان باشد و بيزارى بجويد . . . در اينجا خاطرهاى را كه از حضرت استاد شعرانى دارم به عرض برسانم ، و آن اينكه روزى به من فرمود : « مبادا به سرنوشت ابن اعلم مبتلا شوى » . گويند كه ابن اعلم رياضىدان منجّم معروف معاصر عضد الدوله ديلمى ( على بن حسن - يا حسين - علوى ، متوفى سال سيصد و هفتاد و چهارم يا پنجم هجرت ) از كثرت كار و كوشش در تحصيل و تصنيف علوم و فنون ، خستگى و ملال دماغى به دو روى آورد بگونهاى كه وقتى او را ديدند با آن همه عشق و علاقهاش به كتاب ، كتابهايش را يك جا جمع كرده مىخواهد آتش بزند ؛ لذا مرحوم استاد از روى مطايبه به بنده فرمود كارى نكنى كه به سرنوشت ابن اعلم دچار شوى . س 8 : حضرتعالى را در حوزه و خارج از حوزه به عنوان يك استاد مسلّم رياضيات مىشناسند ، اطّلاع داريد دانشآموزان ما در المپيادهاى گوناگون از جمله رياضى مقامهاى خوبى كسب كردهاند . اولا خواستيم حضرت مستطاب عالى اگر رهنمودى به اين عزيزان داريد بيان كنيد ؟ ثانيا خاطراتى كه از برخورد علمى با اساتيد رياضى داريد برايمان نقل كنيد . ما شنيديم در زمان طاغوت ، ظاهرا يك مسئله لا ينحل رياضى در دانشگاه تهران مطرح بود كه جنابعالى حلّ نموديد و از آن زمان آوازه علمى شما به دانشگاه راه يافت ، دوست داريم در اين زمينه از زبان حضرتعالى مطالبى بشنويم . ج : اين سؤال شما در حقيقت به چند بخش مىشود همانگونه كه خودتان فرمودهايد : « اولا و ثانيا » . در پيرامون بخش اول كه در موضوع رهنمود دانشجويان عزيز رياضى و ترغيب و تشويق آنان به رشتههاى دانش گرانقدر رياضى است گوييم :