حسن حسن زاده آملى

476

هزار و يك كلمه (فارسى)

سپس در دوشنبه بيست و دوم مهرماه 1342 ه ش ، برابر با 25 ج 1 سنه 1383 ه ق ، از تهران به قم مهاجرت كرده‌ايم ، و تاكنون سى و دو سال است كه در قم بسر مىبرم ، و قم هم براى ما بركات بسيارى داشت . « من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق » ، از خرمن پربركت حضرت آية الله علّامه آقا سيد محمد حسين طباطبائى صاحب تفسير الميزان در حدود هفده سال ، و نيز از برادر ماجدش جناب آية الله آقا سيّد محمّد حسن إلهى ، و از جناب حجة الاسلام آقا سيّد مهدى قاضى نجل جليل و خلف صالح آية الله آقا سيد على قاضى تبريزى خوشه‌چينى كرده‌ايم . علوم غريبه از قبيل علم اوفاق و اعداد و حروف و غيرها را به قرائت كتب درسى متداول و متعارف در آن علوم از قبيل مفاتيح المغاليق و الدّر المكنون و السرّ المكتوم في علم الحروف و غاية المراد في وفق الأعداد و غيرها را از آقا سيد مهدى قاضى فراگرفته‌ام ، و تنى چند ديگر را نيز در اين علوم براين كمترين حق تعليم و تدريس است و لكن هيچ‌يك را در اين رشته‌ها عديل آن جناب نيافته‌ام و به حق مجتهد مستنبط در اين علوم بوده است . و در حسن خط به خصوص در ثلث خوشنويسى ممتاز بوده است چنان كه در قداست و مراقبت و صفات انسانى يادگار پدر بود . اينها تنى چند از اساتيد ما بوده‌اند كه در محضر شريفشان زانو زده‌ايم . س 2 : از محضر حضرت امام خمينى رضوان الله عليه چطور ؟ ج : خير ، بنده در سال 42 به قم آمده‌ام كه مصادف با تبعيد آن جناب به تركيه بوده است . س 3 : تقاضا مىكنيم كه از عظمت روحى و اخلاقى اين علماى بزرگ كه اساتيد شما بودند براى ما بگوييد ، و اگر خاطراتى هم از آنان داريد بيان بفرماييد ؟ ج : جواب اين سؤال شريف شما مستلزم تدوين يك جلد كتاب ضخيم است لعلّ الله يحدث بعد ذلك أمرا . اگر خاطراتى را كه از آن بزرگواران دارم به رشته نوشته در آورم كتابى خواندنى و ماندنى خواهد شد ، و وقايع تاريخى و نكات آموزنده خوبى را دربر خواهد داشت .