حسن حسن زاده آملى
444
هزار و يك كلمه (فارسى)
الْعالِمُونَ « 1 » ناس ناسند ، عالمون عالمونند . پاى عوام ، چكار دارد به اين حرفها بلغزد . اين فرمايش ايشان بنده را وادار كرد كه دو رساله نوشتم ، يكى لقاء اللّه و يكى رؤيت كه هردو در « هشت رساله عربى » چاپ شده است . آن لقاء اللّهى كه باطن رؤيت است ، حرفى است ، رؤيت چشمى هم كه ما بخواهيم مثلا اين جسم را ببينيم حرفى ديگر . اين جور رؤيت مربوط به مرئى محدود است و اين همان است كه جناب فردوسى گويد : به بينندگان آفريننده را * نبينى ، مرنجان دو بيننده را غير متناهى با اين دو چشم - كه هرچه را مىبيند طبيعت است - ديده نمىشود . طبيعت ، فعل الهى است ، آيا الهى است و ماوراى طبيعت غيرمتناهى است و مرئى نمىشود . اين است كه يك رساله دربارهء رؤيت و يك رساله درباره لقاء اللّه - با استفاده از آيات و روايات - نوشتم كه اين دو را بايد از همديگر جدا كرد . جناب صدوق فرمود : و الأخبار الّذى رويت في هذا المعنى [ يعني في الرؤية ] و أخرجها مشايخنا رضى اللّه عنهم في مصنّفاتهم ، عندي صحيحة و إنّما تركت ايرادها في هذا الباب خشية أن يقرأها جاهل بمعانيها فيكذب بها فيكفر باللّه عزّ و جلّ و هو لا يعلم . « 2 » پس از آن مىفرمايد : دو نفر روايات رؤيت را جمعآورى كرده و نقل فرمودهاند . بعد رؤيت را معنى مىكند . خوب ، پس احاديث را هم نقل بفرماييد ، رؤيت را هم معنى بفرماييد . يكى از كتابهاى جناب مفيد ، تصحيح اعتقادات صدوق است . خدا رحمت كند جناب آقاى حاج عباسقلى واعظ چرندابى و مرحوم سيد
--> ( 1 ) - سوره عنكبوت ( 29 ) : 43 . ( 2 ) - توحيد صدوق ، تصحيح و تعليق سيد هاشم حسينى تهرانى ، قم ، مؤسسه انتشارات اسلامى ص 119 : « رواياتى كه در اين زمينه ( درباره رؤيت ) وارد شده و مشايخ ما آن را در جوامع حديثى خود نقل كردهاند پيش من صحيح است ، ولى به علت آنكه ممكن است اشخاص جاهل آن را خوانده و تكذيب نمايند و در نتيجه نادانسته كافر شوند از ايراد آنها در اينجا صرفنظر كردم . »