حسن حسن زاده آملى

442

هزار و يك كلمه (فارسى)

الملّة و الدّين الطّوسى و العلّامة جمال الدّين الحلّىّ و . . . . « 1 » يكى از رساله‌هاى حضرت مفيد رضوان اللّه تعالى عليه موسوم است به اجوبة المسائل السروية كه از او سؤالهايى راجع به تجرد نفس مىشود . در آنجا راجع به اين مطلب از او سؤال مىكنند كه : ما قوله حرسه اللّه عزّه فى الانسان ، اهو هذا الشّخص المرئى المدرك . . . ام جزء حالّ فى القلب ، حسّاس درّاك ؟ آيا انسان همين بنيهء ظاهرى محسوس است ، يا وراى اين است ؟ الجواب : أنّ الانسان هو ما ذكره بنو نوبخت و قد حكى عن هشام بن الحكم أيضا و الاخبار عن موالينا عليهم السّلام تدلّ على ما نذهب اليه و هو قائم بنفسه لا حجم له ( يعنى از احكام طبيعت به در است ) و لا حيّز و لا يصحّ عليه التّركيب و لا الحركة و لا السّكون و الاجتماع و الافتراق ( كه اينها همه از احكام طبيعت است ) و هو الشّىء الّذى كانت تسمّيه الحكماء الاوائل الجوهر البسيط . « 2 » ما در درس چهل و سوم كتاب دروس معرفة النفس همين فرمايش جناب مفيد را نقل كرده و تمام عباراتش را - كه اينجا يك دو سه سطر نقل كرديم - ترجمه كرده‌ايم . در همين كتاب دروس معرفة النفس و بخصوص در كتاب عيون معرفة النفس و شرح آن ( سرح العيون في شرح العيون كه اخيرا منتشر شده است ) و به ويژه در گنجينه گوهر روان و در الحجج البالغة على تجرّد النفس الناطقة كه اوّلى به پارسى و دومى به تازى است ، آيات و رواياتى را كه دلالت بر تجرد نفس ناطقه دارند آورده و سخنى از تفسير بيضاوى نقل كرده‌ايم ؛ بيضاوى در تفسيرش آورده است : اجماع صحابه رسول اللّه بر اين بود كه نفس ناطقه باقى و مجرد است ، فانى شدنى

--> ( 1 ) - اين نظر ، اختيار بزرگان حكماى الهى و بزرگان عرفاء و اشراقيون و رأى اكثريت متكلمان اماميه مانند شيخ مفيد و آل نوبخت و محقق طوسى و علامه حلّى بر آن قرار گرفته است . ( 2 ) - اجوبة المسائل السروية چاپ شده ضمن عدّة رسائل شيخ مفيد ، منشورات مكتبة المفيد ، قم ، چاپ دوم ، ص 217 : « تعريف انسان همان است كه آل نوبخت گفته‌اند و نيز از هشام بن حكم نقل شده است . اخبارى كه از ائمه ( ع ) روايت شده بر نظر ما - دربارهء انسان - دلالت مىكنند و آن قائم به خود است و حجم و مكانى ندارد و تركيب و حركت و سكون و اجتماع و افتراق در آن جايز نيست و همان چيزى است فلاسفه متقدم آن را جوهر بسيط مىناميدند . »