حسن حسن زاده آملى

435

هزار و يك كلمه (فارسى)

مىرسانيم : جناب قاضى نور اللّه شهيد در معرفى حضرت مفيد ، مىفرمايد : الشيخ الأجلّ السّعيد ابو عبد اللّه محمد بن محمد بن النّعمان الحارثى الملقّب بالمفيد ، افادت پناهى كه عقل مستفاد ، از قوت قدسيهء او مستفيد ، و فكر فلك پيماى او با ملأ اعلا در گفت و شنيد بود . مجتهدى قدسى ضمير و متكلّمى نحرير ، شاهبازى تيز آهنگ و بديهه‌پردازى فيروز چنگ . اشاعره از سطوت مناظرهء او در كنج اعتزال ، و حال ارباب اعتزال از دهشت مباحثه او مانند حال . . . « 1 » توضيحى درباره اصطلاح حال حالى را كه معتزله قائلند ، واسطهء بين وجود و عدم است . چون در علم بارى تعالى نتوانستند مسئلهء عظيم علم را حل كنند ؛ زيرا به پندار خودشان علم را تعريف كرده‌اند به « صورت حاصله از شىء در نزد عالم » بدين جهت در علم خداى متعال درماندند كه خدا عالم را چگونه خلق كرد . آيا پيش از ايجاد عالم ، علم به آن داشت يا نداشت ؟ علم كه صورت حاصلهء از شىء در نزد عالم است ، و هنوز شيئى نداشتيم تا صورت آن پيش خدا حاصل آيد ، بدين جهت درماندند . ما در كتابها و نوشته‌هايمان مفصلا دراين‌باره بحث كرده‌ايم ، بحثى خالى از تعصّب ، آن‌كس كه دليل دارد چه حاجت دارد با تعصّب حرف بزند . بنده دليل دارم و بر اين عقيدتم - و پاى حرفم هم مىايستم - كه اين همه بلاها بر سر اين آقايان و ديگران درنيامده مگر اينكه از ولايت ائمه عليهم السلام رو برگرداندند . اين همه بلاهايى كه بر سر اصول معارف قرآن آمده است ، بر اثر دورى از باب ولايت است . انّما يعرف القرآن من خوطب به « 2 » اگر اينها به محضر مخاطبان اصلى قرآن رجوع مىكردند ، در علم الهى به اين حرفها مبتلا نمىشدند . چرا ما دربارهء علم بارى تعالى به زحمت نيفتاده‌ايم و چرا اين حرفهاى بىاساس را نمىزنيم ؟ براى اينكه ما به حمد اللّه به درياى علوم الهى يعنى اهل بيت

--> ( 1 ) - مجالس المؤمنين ، قاضى نور اللّه شوشترى ، ( تهران ، كتابفروشى اسلاميه ، 1354 ) ص 463 . ( 2 ) - كافى ، تصحيح على اكبر غفارى ( تهران ، دار الكتب الاسلامية ) ج 8 ، ص 311 .