حسن حسن زاده آملى
430
هزار و يك كلمه (فارسى)
يك را اندازه معيّن است . در ديوان اين كمترين آمده است كه : ديده نو گل صحرا كه به شش سو نگرد * به قضاياى رياضى چه نظرها دارد دخت رز از هنر ساعد سيمين صنمى * عقد عنقود زرين سان ثريّا دارد گلها به شكل كرهاند و از ورقهاى معدودى به هيئات روشهاى خاصتى تركيب شدهاند ، بايد در فهم اين مطلب از اشكال شانزدهگانه مقاله رابعه اصول اقليدس مدد گرفت فتدبّر . واژه اندازه پارسى ، در تازى به كلمه هندسه تعريب شده است كه هندسه همان اندازه است و مهندس از آن مشتق است . ابو منصور جواليقى در كتاب المعرّب من الكلام الأعجمى على حروف المعجم گويد : فأما المهندس الّذي يقدّر مجاري القنيّ حيث تحفر فهو مشتق من « الهنداز » و هي فارسية فصيّرت الزاء سينا لأنه ليس في كلام العرب زاء بعد دال ، و الاسم الهندسة . ( ص 400 ، ط 1 ، مصر ) . فيروزآبادى در لغت « ه ن د س » قاموس اللغة ، هندسه را مشتق از هند از معرّب « آب انداز » دانسته است ، و اين اشتباه است . وى پس از عبارت ياد شده از جواليقى گويد : « الهندسة مشتق من الهند از معرب آب انداز . . . » . گويا فيروزآبادى در جايى ديده است كه هند از معرب آن اندازه است ، لفظ آن به آب تحريف شده است . و يا از ناحيه قنات كه « المهندس الذى يقدر مجارى القنى . . . » اين اشتباه پيش آمده است . در اصول كافى از حضرت ثامن الأئمه امام على بن موسى الرضا عليهما السلام روايت شده است كه به يونس بن عبد الرحمن فرموده است : « فتعلم ما القدر ؟ قلت : لا ، قال : هى الهندسة » ( كافى معرب ، ج 1 ، ص 121 ) . قدر - به فتح قاف و دال - اندازه معين را گويند . قوله سبحانه : إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ ( قرآن كريم ، سوره قمر ، آيه 50 ) . آرى هرچه كه در خلقت دلرباى نظام احسن عالم به وقوع پيوست به اندازه معيّن يعنى به حدّ و صورتى حساب شده است .