حسن حسن زاده آملى
409
هزار و يك كلمه (فارسى)
تفصيل اين مباحث را در آغاز مفاتيح الأسرار . . . ياد شده آوردهايم ؛ و همچنين در نثر الدرارى على نظم اللآلى ( ص 36 ، ط 1 ) . در اين بحث به چند سطرى كه در آخر فصل هشتم رساله قرآن و عرفان و برهان از هم جدايى ندارند نگاشتهايم ، آگاهى مىدهيم : چنانكه ادبيات را كتابهاى مخصوصى است ، و رياضيات را كتب بخصوص ، و فقه و اصول را كتب بخصوص ، و هكذا ، همچنين معارف عقلى را كه اصول عقائد حقه منطقى و برهانىاند صحف خاصّ است . دانشپژوهان عزيز ما در هر لباس و مرز و بومى كه هستند بايد بدانند كه صحف منطقى و حكمى و عرفانى اصيل اسلامى نردبانهايى براى عروج به فهم اسرار قرآن كريم و صعود به معارف جوامع روايىاند . و حكمت و عرفان تفسير انفسى كشف اتمّ محمّدىاند و مايه سعادت دنيا و آخرت . من آنچه شرط بلاغ است با تو مىگويم * تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال باز سخنى ديگر از جناب فارابى : يكى از رسائل او اثبات مفارقات است كه اين نظام أحسن عالم مانند بدن آدمى جان دارد ، روح دارد ، مدبّر دارد كه وراء طبيعت و فوق آن است . از صرف به كار بردن اصطلاحات طبيعى « تزوآنتى تز و سنتز » حقيقت به دست نمىآيد . هزارها حكمت به توان هزارها حكمت در صنع صورت عالم و آدم آن فآن در تحت تدبير متفرد به جبروت - اعنى خداوند سبحان - در كارند ، تا قلب و عقل و علم به آن متفرد به جبروت منتهى نشدهاند آرام نمىگيرند ألا بذكر اللّه تطمئنّ القلوب ( قرآن كريم ، سوره رعد ، آيه 29 ) . اين همه صورتگريهاى بىنهايت دم به دم از اسم اعظم « مصوّر » است كه يكى از اسماى حسناى الهى است هو الذي يصوّركم في الارحام كيف يشاء ( قرآن كريم ، سوره آل عمران ، آيه 7 ) . « هو » در آيه كريمه در حقيقت دست خدا است كه در كار است . « هو الذى » نفى و القاى وسائط و اسباب نمىكند ، و لكن مىفرمايد : كار ، كار خدايى است . از وحدت صنع به وحدت صانع برسيد .