حسن حسن زاده آملى

391

هزار و يك كلمه (فارسى)

با اشاره راه‌نمايى نمايد ، چه شكارچى محرم باشد و چه نباشد . 2 - خوردن گوشت شكار بيابانى - نه دريايى از قبيل ماهى كه زيست آن به كلّى در آب است - كشتن حيوانات گزنده و درنده از قبيل مار و عقرب و گرگ مانعى ندارد . 3 - استمتاع - يعنى لذت بردن - از زن به هر نحو كه باشد . 4 - استمناء يعنى كارى كند كه از خود منى بيرون آرد . 5 - عقد ازدواج براى خود يا ديگرى ، خواه آن ديگرى محرم باشد و خواه نباشد . و همچنين است خطبه - يعنى خواستگارى كردن - و شاهد عقد شدن . 6 - هرگونه استفاده و لذّت بردن از چيزهايى كه بوى خوش داشته باشد . 7 - گرفتن يا بستن بينى از بوى بد ، لكن از بوى بد به سرعت دورى كردن و حبس نفس نمودن حرام نيست . 8 - فسوق يعنى دروغ گفتن و دشنام دادن به مؤمن و مفاخره نمودن . 9 - جدال يعنى قسم ياد كردن به خداوند متعال ، مانند لا و اللّه و بلى و اللّه در مورد اختلاف و دشمنى . 10 - كشتن حيوانات بدن و انداختن آنها از بدن و لباس حتى مثلا انداختن كنه شترى از بدن شتر ، و كشتن هر جاندار به غير از آنچه كه استثناء شده است . 11 - ماليدن روغن به بدن چه خوشبو باشد و چه نباشد . 12 - بر طرف كردن مو از هر جاى بدن خود يا ديگرى ، مگر در صورت ضرورت مثل اين‌كه مژه به چشم رفته باشد و آزار رساند . 13 - گرفتن ناخن مگر در صورت ضرورت ، مثل اين‌كه ناخن بشكند و سبب رنج و ضرر باشد . 14 - كندن دندان ، مگر در صورت ضرورت كه مثلا درد آن قابل تحمّل نباشد و ماندن آن موجب ضرر باشد . 15 - حجامت و هر عملى كه موجب بيرون آمدن خون باشد مگر در حال ضرورت .