حسن حسن زاده آملى

36

هزار و يك كلمه (فارسى)

بدانها منسوب مىگشت . مثلا مىگفتند : « تميميّ بالولاء » يا « هاشمى مولى لهم » . و اين بستگى به دو چيز داشت : يا در جنگها اسير شده بودند و بنده گشته و صاحبشان آنها را آزاد كرده بود يا نه از همان قبيله صاحبشان محسوب مىشدند ؛ دوم آن‌كه شخصى از غير عرب داخل طائفه آنها مىشد و با يكى از آنها پيمان مىبست ، و آن طائفه ملزم مىشدند او را حفظ كنند و ميراث او برند و اگر جنايتى كند ديه جنايت او را بدهند ، و بدين جهت درباره هركس گويند مولى يا موالى حتما از غير عرب بوده است ، و در فقه اين دو معنى را ولاء عتق و ضمان جريره گويند ( از افادات استادم علامه شعرانى قدّس سرّه به قلم آن جناب ) . كلمهء 221 روز جمعه بيست و دوم ماه محرّم هزار و سيصد و هفتاد و سه هجرى قمرى ، مطابق دهم ماه مهر سنه هزار و سيصد و سى و دو هجرى شمسى به حضور انور استادم جامع معقول و منقول آية الله حاج شيخ محمد تقى آملى قدس سره در تهران كه به تحصيل علوم دينى اشتغال داشتم ، تشرف حاصل كردم و به آن بزرگوار عرض كردم : بيوگرافى تنى چند از عالمان نامور مازندران را گرد آورده‌ام ، اگر اجازه بفرماييد از جناب والد شما آية الله مولى محمد آملى رضوان الله عليه و نيز از حضرتعالى شرح حالى داشته باشم . در جوابم فرمودند : شرح حال والدم به قلم خودش « 1 » ، با شرح حالم به قلم خودم هر دو باهم در يك جلد مجلّد شده‌اند ، شما از روى آن استنساخ بفرماييد و اصل را به ما برگردانيد .

--> ( 1 ) - و لكن نسخه‌اى را كه حضرت استاد آملى به رسم امانت به من داده بود ، از روى نوشته اصل به قلم والد ماجدش استنساخ شده بود ؛ بلكه ظاهر عبارات آن چنين مىنمود كه نسخه اصل را يكى به ديگرى املاء - يعنى ديكته - مىكرد ، و از آن نويسنده اغلاط املائى بسيار به عبارات روى آورد ، لذا ما روايات را از مصادر آنها يافته‌ايم و نقل كرده‌ايم ، و اشعار فخر رازى را از تاريخ ابن خلكان تصحيح كرده‌ايم و همچنين دو بيت ابن يمين را از ديوانش ، و بسيارى از كلمات را به موازين قواعد ادبى .