حسن حسن زاده آملى
359
هزار و يك كلمه (فارسى)
چه صبح صادق آمد راست گفتار * جهان در زر گرفتش محتشموار آن است كه صاحب معانى امام عالم صمدانى فخر الدين رازى فرموده است : راست بگو كجنشيندار حديثى بره ، يعنى راست بايد گفت اگر همه كج نشسته باشى ، سخن را به راه راست بايد آورد . و مصرع دوم آنكه اگر دانه سخن را در مزاريع دهان نتوانى پوشيدن پس چرا آغاز سخن مىكنى كه بر ضبط آن قدرت ندارى ، كه لفظ برن اشارت به زرع پوشيدن است . تا فضلا را چه به خاطر رسد ؟ اميد كه اگر خطائى در تقرير معانى باشد به ذيل عفو در پوشند كه آدمى از سهو و خطا خالى نيست . نظم : كه آدم هيچ بىسهو و خطا نيست * خطا بر حضرت بيچون روا نيست بيت شصت و سيم قصيده : خصمك في ما مضى و ان قضى نحبه * ينتقم الله منه دونك لا تعجلن و خطاب مستطاب به ممدوح - كه حضرت امام رضا باشد - مىكند و اشارت به قاتل او مىفرمايد كه خصم تو بر هر چيز كه بر آن گذرد در زمان هلاك شدن . و نحب به معنى موتست كه نص كلام ملك علام از آن خبر مىدهد : فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ . و ديگر مىفرمايد در مصرع دوم كه خداى تعالى از او انتقام مىگيرد ، و تو توقف كن و شتاب مكن . ينتقم الله منه دونك لا تعجلن همان معنى دارد كه مذكور گشت . تنبيه : از نوك كلك قضا و نتايج عالم بالا مقرّر است كه چون كسى عداوتى با شخصى بنياد كند رخنه در بناى خانه دين و دنياى خود مىاندازد و قصر اقبال و پايه جلال خود را از تندباد حادثات با خاك يكسان مىسازد بتخصيص با اولاد كرام رسول انام صلوات الله و سلامه عليه كه غرض از آفرينش كاينات ذات پاك و طاهر آن صاحب لواى « لولاك لما خلقت الا فلاك » بود ، جهت حطام دنيائى كه