حسن حسن زاده آملى
350
هزار و يك كلمه (فارسى)
كاستن دست داد ، و ذات شريفش چون كعبه آمال بود كه از ديار خود دور گرديد ، و رخسار نورانيش كه عيدى بود بعيد از وطن افتاد . آوردهاند كه دورى امام رضا عليه التحية و الثناء از مدينه چنان بود كه مأمون عليه اللعنه نامهها نوشت و پيغامها داد با امام كه مىبايد چون آفتاب از يثرب به جانب اين تيرهبختان گذارى نمائى ، و اين ديار را به شرف نور حضور مشرف فرمائى ، كه همه ملك از آن تست ، و رعايا و بزرگانش همه تابع امر و فرمان تو ، و اگر قبول فرمائى مأمون نيز بندهاى از بندگان تو باشد ، و كمينهاى در سلك غلامان تو گردد . حضرت امام رضا بطوع و رغبت قبول نموده رضا به قضاى ربّ جليل داد و از مدينه شريف رحيل اختيار نمود ، ابواب سفر بر ماه رخسار گشاد ، و به اولاد و اتباع كه اكثر امامزادهها بودند با درايت ، و هريك نورى بر سپهر ولايت ، و كوكبى بر فلك هدايت ، وصيّت نمود كه اى فرزندان مأمون به طلب ما نامهها فرستاده ، اول من پيش رفته مقام را معلوم نمايم كه در صحراى اختلاط آيا خار نفاقى از زمين دلهاى تيرهء ايشان سرمىزند ، يا گلهاى موافقت از چمن انسانيت ايشان مىرويد ، آنگاه جهت شما كس خواهم فرستاد ، ايشان را نويد ديار خراسان داد خود متوجّه ديار خراسان شدند ، چون مأمون از اين حال خبر يافت به استقبال شتافت ، تمام حكومت ديار خراسان را به دو تفويض فرمود ، و خود بر آستانش مانند وزرا مىبود . حضرت امام از نفاق اهل ظلام غافل ، جهت امامزادگان كس فرستاد و بديشان مژده مناصب داد ، چون امامزادگان متوجه پايهء سرير مملكت خراسان شدند و خاطر مأمون لعنه الله از همه جانب جمع شد ، به تفرقه آن كواكب مضىء كه هريك سلطان صورت و معنى بودند اجازه داد ، و به انگور مسموم قصد آن معصوم نمود ، جهت اولاد و اتباع ايشان نيز به هر ديار حكم قتل روانه نمود ، مجموع آن گوهرهاى اصداف نبوّت به خاك تيره برابر گشته هدف تير بلا و لاله شهيد باغ رضا شدند . اى خاك اگر سينهء تو بشكافند * بس گوهر قيمتى كه در سينهء تست