حسن حسن زاده آملى

337

هزار و يك كلمه (فارسى)

بيت بيست و هشتم قصيده : مهر به خوناب گرم غرقه شده چون حسين * صبح به الماس قهر كشته شده چون حسن در اثناى صفت شب ماتم دارد ، و اشك كواكب گوهربار ماتم اهلبيت رسول مختار و اشك ريختن شهيدان به ديدهء خونبار به خاطر ناظم رسيده ، و پايه كلام را بدان ذيل از روى محبت كشيده كه غرضش از غرقه شدن مهر به خوناب پنهان گشتن آفتابست در شفق كه مانند سبط نبى و ميوهء باغ ولى آن لاله شكفته چمن شهادت و آن غنچه خون بسته باغ امامت ابا عبد الله الحسين رضى الله تعالى عنه ، آفتاب نيز چهرهء نورانى از شفق به خون ارغوان پنهان كرده . ديگران شفق را به خون شهداء بسيار تشبيه كرده‌اند چنان كه مولانا كاتبى مىفرمايد : نظم : اين سرخى شفق كه بر اين چرخ بيوفاست * هر شام عكس خون شهيدان كربلاست و از صبح كه به الماس قهر كشته شده ، غرضش ظاهر نگشتن آفتابست . و الماس قهر ستاره‌ها خواهند بود كه بر چرخ حكاك فلك ظاهر گشته ، از او تشبيه صبح نورانى بدان آفتاب عالم روحانى سرو چمن اصطفى و سبزهء حديقهء فاطمه زهرا امام حسن المجتبى نموده كه از سموم سموم شهادت چهره‌اش چون عقيق افروخت ، و لوح جبين سيمينش از اثر زهر خورده‌هاى الماس اندوخت ، اگرچه بر غنچه لعل لبش از زهر زمرّد فنا نمايان بود ، امّا به جهت رضاى معبود جوهر تيغ زبان به شكر شكر مىگشود و در كشتزار نصّ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ دانهء صبر و تحمل مىدرود . نظم : صبر و بلا مائدهء اولياست * توشه اين ره همه درد و عناست هر آينه معنى بيت آن شد كه مهر به خوناب شفق چون امام حسين غرقه گشته ، و صبح به زهر الماس ستاره چون امام حسن شهيد شده ، كه يكى لاله باغ