حسن حسن زاده آملى
302
هزار و يك كلمه (فارسى)
اين اعتقاد مستشرقين اروپا است . چهارم آنكه خود را پيغمبر مىدانسته و حقيقة هم پيغمبر بوده است و اين عقيده ما مسلمين است . كسى كه تاريخ آن حضرت را نداند اين احتمالات درباره او على السويّه است چنان كه سابقا در اروپا دو احتمال اوّل را مىدادند و بعد از اينكه درست تواريخ اسلامى و حالات آن حضرت و قرآن را مطالعه كردند يقين نمودند كه آنها غلط و آن حضرت بهطور قطع و يقين خود را پيغمبر مىدانسته و قصد جاه و رياست و سلطنت يا انتقام از فارس و روم نداشته چنان كه از عبارت فخر رازى نيز معلوم شد و براى همين يقين است كه بهطور جزم در قرآن وارد شده است وَ لَنْ تَفْعَلُوا . از بيانات فوق ظاهر گرديد كه كفّار نيز نمىتواند بگويند آن حضرت آيات قرآنى را در خلوت به فكر مىساخته و در جلوت قرائت مىنموده و مىگفته از طرف خداست زيرا كه اگر چنين بود چگونه ممكن بود خود را پيغمبر بداند با آنكه مىديد خودش قرآن را ساخته و وحى الهى نيست و علاوه بر اين مسلّم است كه قبل از قرائت قرآن يعنى وقت نزول وحى آن حضرت از عالم ظاهر منصرف مىگرديده و حالتى شبيه به خواب يا غشوه عارضش مىشد و چون از آن حال به عالم شهود عودت مىفرمود آيات قرآن را قرائت مىكرده پس به فكر خود نساخته بلكه در آن حال بر قلب مباركش القاء مىشده است و به اين جهت يقين به نبوت خود داشته . مطلب سوم : غرض از اينكه هيزم آتش دوزخ ، سنگ است آن است كه شدت حرارت آتش معلوم شود زيرا كه سنگ به آتشهاى عادى نمىسوزد اگرچه نرم مىشود ، بعضى گويند مراد از اين ، سنگ گوگرد است و بعضى گويند مقصود بتهاى كفّار است كه از سنگ مىساختهاند چنان كه در آيه ديگر وارد شده : إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ و در تفسير نيشابورى گويد : مقصود از سنگ ، دلهاى كفّار است زيرا كه در قرآن مىفرمايد : نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ يعنى آتش روشن شده خدا كه بر دلها مستولى مىشود ، و درباره دلهاى كفّار فرموده : فَهِيَ كَالْحِجارَةِ يعنى آنها مانند سنگ است .