حسن حسن زاده آملى
291
هزار و يك كلمه (فارسى)
پس نبايد بجاى خداى منعم سنگ بىمعنى را پرستش نمود ، بتپرستان معتقد بودند كه خدائى هست و ليكن به قدرى دربارهء مجسّمهها غلو مىكردند كه مىگفتند اينها نائب مناب خدا هستند و اداره امور به كف اينها است لذا عبادت خدا را ترك كرده و به ترضيهء خاطر بتها مىپرداختند به گمان اينكه اگر خدا ناراضى و بتان راضى باشند رضايت بتها غلبه خواهد كرد بر رضايت خدا و موجب نجات است بسيارى از عوام قسم دروغ به خدا مىخورند و از آن نمىترسند امّا قسم به حضرت عباس عليه السلام نمىخورند و از آن مىترسند اين شرك نيست و ليكن شبيه به عقيدهء مشركين است و آن را ذكر كرديم براى اينكه خواننده درست تصوّر كند كه چگونه ممكن است اصلا جمعى عبادت خدا را ترك كنند و ديگرى را عبادت نمايند خداوند در ردّ مشركين گويد آن كسى كه شما را آفريده و روزى داده بايد عبادت كنيد نه بتها را . اگر كسى اعتراض كند كه كفّار دو دسته هستند يكى ملاحده و دهريّه كه اصلا به وجود خدا عقيده ندارند . دوم مشركين كه به خدا معتقدند و ليكن او را تنها عبادت نمىكنند بلكه يا بت را فقط ، يا بت و خدا را با هم عبادت مىنمايند و آنچه ذكر شد براى ردّ دستهء دوم كافى است امّا براى دستهء اوّل كافى نيست و مناسب در مقام اثبات توحيد آن است كه هم وجود خدا را براى دهريّه و هم عدم شريك را براى مشركين ثابت كنند و بيان را منحصر به قسم دوم ننمايند . در جواب گوئيم مشركين در عالم بيش از دهريّهاند بلكه دهريّه در مقابل مشركين تقريبا معدومند زيرا كه امروز با اين همه ترقّى و انتشار اسلام و مسيحيّت متجاوز از هفتصد ميليون مشرك در هند و چين و ژاپن موجود است غير از ساير ممالك لذا سياق كلام در ردّ مشركين است و ليكن بيان طورى است كه براى دهريّه هم مفيد باشد زيرا كه بيان مىنمايد افعال جاريه بر وفق حكمت و مصلحت است و دهر يا طبيعت بىشعور ممكن نيست عملش از روى حكمت باشد من جمله از حكم اين است كه زمين بساط است و آسمان سقف و از آسمان باران مىفرستد و به سبب آن براى شما رزق ايجاد مىكند به روئيدن نباتات ، وقتى انسان تدبّر مىكند مىبيند كه خالق