حسن حسن زاده آملى
289
هزار و يك كلمه (فارسى)
مقدّمات گذشته را براى خود مهيّا سازد زيرا كه كافر معاند و منافق دنياپرست از هدايت قرآن استفاده نخواهد كرد اوّل بايد خود را از اين دو دسته خارج كند و عناد و لجاج و منافع شخصى را كنار بگذارد تا قرآن در او تأثير كند . اگر كسى گويد كه صفت كفر و نفاق اختيارى اشخاص نيست و خداوند خبر داده كه كفّار چه بترسانى و چه نترسانى ايمان نخواهند آورد در آيه گذشت . در جواب گوئيم كه اگر چه خداوند اينطور خبر داده و ليكن ثابت كرديم كه سلب اختيار از آنها نشده و اگر مختار نبودند عقاب و توبيخ كفّار از خداوند حكيم قبيح بود و گفتيم مختار بودن آنها منافات با آيه ندارد . اگر كسى ايراد كند چگونه اين كتابى كه خداوند فرستاده است جمعى مطالعه مىكنند و از آن هدايت نمىشوند و نعوذ بالله اين نقص كتاب است اگر از طرف خداست چرا بطورى مطالب را بيان نكرده كه هيچ كسى در آن شك نكند . در جواب گوييم هدايت يافتن متفرّع برگوش دادن و تدبّر كردن و عناد و لجاج را ترك نمودن است و كفّار و معاندين به اين نيّت قرآن را مطالعه نمىكنند و اگر شاگردى هيچ احتمال ندهد كه استادش قابل است و علم او براى شاگرد نافع ، البتّه استفاده نخواهد كرد . مطلب دويم : چنان كه معروف و مشهور است اصول دين اسلام سه چيز است اوّل توحيد ، يعنى خدا يكى است و شريك ندارد . دوم ، نبوّت يعنى حضرت پيغمبر ما محمّد بن عبد الله صلى الله عليه و آله و سلّم فرستادهء بر حق از طرف خداست سيم معاد ، يعنى خداوند براى بندگان خود عالمى قرار داده تا نيكان و بدكاران به مجازات عمل خود برسند ، خداوند عالم پس از اينكه مردم را سه قسم كرده و شرط هدايت يافتن از قرآن را بيان نموده شروع به تقرير اين سه مطلب مىنمايد و دو آيهء فوق راجع به توحيد است و متكلّمين دليل عقلى مىآورند براى وجوب تحصيل معرفت ، يعنى براى هركسى واجب است كه خدا را بشناسد زيرا كه نعمتهاى فراوان به ما عطا شده و شكر نعمت واجب است پس بايد كوشش كنيم و ببينيم آن كسى كه اين نعمتها را به ما عطا كرده كيست تا او را شكر كنيم و در اين آيه اشاره به