حسن حسن زاده آملى

206

هزار و يك كلمه (فارسى)

همين بيان ملفوظى محمد با اسلام . و مثال در جمله چون « حب على بن ابى طالب » با لفظ « دين الاسلام » . و ديگرى گفته است : رمزى است كتاب حق تمامى به نظام * اسرار الهى است به هر بطن كلام از اسم محمد كه بود مصدر كل * درياب ز بيّنات نامش اسلام و از آن جهت كه الف قطب حروف ، و به وجهى حرف ذات اقدس حق است ؛ و نون يكى از اسماء نبى ( ص ) و ولايت باطن نبوت است و سريان ولى در عالم چون سريان حق در عالم است . عارفى گفته است : حرف اول از الوهيت الف * مبدأ جمله حروف مؤتلف حرف اول از نبوت حرف نون * قلب نون واو آمده‌اى ذو فنون حرف اول از ولايت حرف واو * قلب واو آمد الف اى كنجكاو پس ولى قلب نبى و جان اوست * قلب قلبش ذات الله سرّ هوست آن‌كه گفتيم الف به وجهى حرف ذات اقدس است از اين روست كه به وجهى ديگر چنان است كه مولى عبد الرزاق قاسانى در اصطلاحات فرموده است : « انّ الألف يشار بها الى اول الموجودات الممكنة و هى المرتبة الثانية من الوجوديات » ( كشكول شيخ بهائى ، ط 1 ، ص 438 ) اين سخنان براى كسانى كه از حضيض طبع و حسّ بدر نرفتند ، و از مهبط و هم و منزل خيال قدم فراتر ننهادند ، افسانه مىنمايد ، ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ . شيخ رئيس در اشارات چه نيكو گفته است : ان ما يشتمل عليه هذا الفن ضحكة للمغفّل ، عبرة للمحصّل ، فمن سمعه فاشمأزّ عنه فليتّهم نفسه لعلّها لا تناسبه . رساله را در اينجا خاتمه مىدهيم ، و نعمت قرب الى الله و جنّة اللقاء وَ ادْخُلِي جَنَّتِي را براى همگان مسألت داريم ؛ و آن را در تابستان هزار و سيصد و پنجاه و سه