حسن حسن زاده آملى

189

هزار و يك كلمه (فارسى)

است و پس از نزول به آخرين مرحله ، ارتقاى به عالم بالا مىيابد . جهان انسان شد و انسان جهانى * ازين پاكيزه‌تر نبود بيانى امير المؤمنين ( ع ) فرمود : لقد ذوّرتم دورات ثم كوّرتم كورات . و نيز فرمود : ان للّه فى كل يوم ثلاثة عساكر : عسكر ينزلون من الاصلاب الى الارحام و عسكر يخرجون من الارحام الى الدنيا و عسكر يرتحلون من الدنيا الى الآخرة . عارف رومى در دفتر اول مثنوى در بيان آن گويد : كل يوم هو فى شأن را بخوان * مرو را بىكار و بىفعلى مدان كمترين كارش به هر روز آن بود * كوسه لشكر را روانه مىكند لشكرى ز اصلاب سوى امّهات * بهر آن تا در رحم رويد نبات لشكرى ز ارحام سوى خاكدان * تا ز نرّ و ماده پر گردد جهان لشكرى از خاكدان سوى اجل * تا ببيند هركسى حسن عمل باز بيشك بيش از آنها مىرسد * آنچه از حق سوى جانها مىرسد و انچه از جانها به دلها مىرسد * و انچه از دلها به گلها مىرسد اينت لشكرهاى حق بيحدّ و مر * از پى اين گفت ذكرى للبشر نه تنها اين نزول و صعود در شأن نطفه است و در دو قوس نزول و صعود دور مىزند بلكه وجود در ترقيات و تنزلات دورى است به اين معنى كه ترقيات و تنزلات وجود دورى است يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ عقل است كه به طبع تنزل پيدا مىكند و دوباره طبع است كه به سوى عقل ترقى مىكند بدون اينكه تجافى در كار باشد . تخم درختى را در نظر بگيريد مىبينيد كه در ادوار مختلفه تخم درخت مىشود و به بار مىنشيند و ميوه مىدهد و براى بقاء نوعش نطفه را كه همان تخم اوست تهيّه مىكند ، و باز آن تخم درخت مىشود و هكذا . ز هريك نقطه زين دور مسلسل * هزاران شكل مىگردد مشكّل ز هريك نقطه دورى گشت دائر * همو مركز همو در دور سائر مثال ديگر : استاد را در نظر بگيريد ، معنى از قوه عاقله او تنزل مىيابد تا به عالم صوت و لفظ مىرسد . و اين صوت و لفظ به شاگرد مىرسد ، و از وى بالا