حسن حسن زاده آملى

174

هزار و يك كلمه (فارسى)

بالفعل نيست زيرا به ادراك اوّليات و مفهومات عاميه قدرت تحصيل وجود نورى عقلى كه علم است هنوز حاصل نشده است . و چون ملكه و قدرت بر استحضار علوم نظرى پيدا كرده است كه به منت و ملكت حاصل در خويش هر وقت بخواهد تواند نظريات را به دست آورد در اين حال نفس ناطقه را تعبير به عقل بالفعل مىكنند كه از قوت به فعل رسيده است . و چون خود كمالات علمى و معارف نورى عقلى در نزد حقيقت نفس حاضر باشند آن كمالات نورى را عقل مستفاد گويند از اين جهت كه آن حقائق از عقل فعّال كه مخرج نفوس ناطقه از نقص به كمال و از قوت به فعل است استفاده شده‌اند وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ . هريك از مراتب عقل هيولانى و عقل بالملكه و عقل بالفعل قوه‌اى از قواى نفس است كه اينها قواى نظرى وىاند ، ولى عقل مستفاد قوه نفس نيست بلكه حضور معقولات لدى النفس بالفعل است چنان كه خواجه در شرح فصل دهم نمط سوم اشارات نصّ دارد . هيچ بخردى در اين شأنيت نفس دودلى ندارد بلكه تسليم است و بدان تصديق دارد و مىبيند كه خود هرچه از قوت به فعل مىرسد قدرت و سلطان وى بيشتر مىشود و نور بينش وى فزونى مىگيرد و از تاريكى نادانى رهايى مىيابد و هرچه داناتر مىشود استعداد و آمادگى وى براى معارف بالاتر قوىتر مىگردد و گنجايش وى براى گردآوردن حقائق ديگر بيشتر مىشود و از اين معنى پى مىبرد كه گوهر نفس ناطقه از نشأه ديگر و از ماوراى عالم طبيعت و ماده است و به سرّ و رمز كلام عالى امير المؤمنين على ( ع ) : « كل وعاء يضيق بما جعل فيه الاوعاء العلم فانه يتسع به » مىرسد . و چون روح انسانى هر اندازه بيشتر نائل به حقائق نورى وجودى عقلى شد استعداد و ظرفيت وى براى تحصيل و اكتساب معارف بالاتر بيشتر مىشود ، سرّ اين جمله بلند دعاى افتتاح كه ظاهرا از منشآت امام عصر عليه السلام است نيز معلوم مىگردد كه فرمود : الذى لا تنقص خزائنه و لا تزيده كثرة العطاء إلّا جودا و كرما انه هو العزيز الوهّاب .