حسن حسن زاده آملى
148
هزار و يك كلمه (فارسى)
برايش خواهد بود آنكه در اينجا چشم دلش را به اتباع شهوات نفسانى كور كرده است و ابدى كه در پيش دارد و آن هم از صفات رذيله خود و آتشهاى درونى خود در عذاب باشد و از كردههاى خود در جهنم به سر ببرد چگونه خواهد بود اعاذنا الله من شرور انفسنا . در آيه كريمه وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا ( اسرى 73 ) درست تدبّر كن . حقيقت عالم گواه است كه از نوشتن نامه و پند و اندرز دادن سخت منفعلم كه از خودم خبر دارم : سگ داند و پينهدوز كه در انبان چيست خداوند عالم فرمود أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ ( بقره 45 ) . آقاى حاج نصرت الله شفيعى به نويسنده ننگرد به نوشته بنگرد كه همه حق است و نويسنده ناقل است . و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته . ارادتمند : حسن حسنزاده آملى . كلمهء 247 اين كلمه نيز نامه ايست كه به دوستى رحمة الله عليه نوشتهايم : بسم الله خير الاسماء غرض گر آشناييهاى جانست * چه غم ار صد بيابان در ميانست آوردهاند كه فاضل اطبّاء جالينوس معاصر عيسى مسيح عليه السلام بود ، و هنگامى كه آن پيغمبر خدا مبعوث شد جالينوس پير شكسته بود ، و چون شنيد كه آن بزرگوار مرده زنده مىكند گفت اين طبّ نيست اين نبوّت است لذا از غيب به دو ايمان آورد ، و خواهرزادهء خود بولص را به متابعت آن جناب امر فرمود و وى را به سويش گسيل داشت و خود از مهاجرت به سبب پيرى و ناتوانى عذر خواست و نامهاى بدين مضمون براى آن حضرت ارسال داشت : اى طبيب نفوس ، اى پيغمبر خدا بسا كه بيمار به سبب عوارض جسمانى از خدمت طبيب باز مىماند خواهرزادهام بولص را به حضور شما فرستادم تا به آداب نبوّت جان خويش را