حسن حسن زاده آملى

146

هزار و يك كلمه (فارسى)

درست بخوان و درست بدان . نكته : آنچه در احوال و اطوار سالك در خواب و بيدارى عائدش مىشود ميوه‌هايى است كه از كمون شجرهء وجودش بروز مىكند . نكته : آنكه اصطلاحات انباشته را علم دانست فقد استسمن ذاورم يعنى خيز افتاده پندارد كه رستم دستان است . برو اى خواجه خود را نيك بشناس * كه نبود فربهى مانند آماس نكته : هرچه مراقبت كاملتر باشد تمثّل حقائق صافى و روشنتر است . دوستم بداند كه بدن يكى از نعمتهاى بزرگ الهى است بايد قدر اين نعمت را دانست مبادا براثر كفران چنين متاع گرانبها برايگان از دست برود . بدن وسيلهء ترقى و تعالى روان است به مثل چون مركبى است كه روان بدان به وصول مقصد نائل مىگردد كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا . و بداند كه سرمايهء سعادت ادب مع الله است كه همواره مراقبت تام داشتن و در حضور حق به سر بردن است و گرنه همان است كه جناب خواجه حافظ فرمود : جز قلب تيره هيچ نشد حاصل و هنوز * باطل در اين خيال كه اكسير مىكنند برادرم خلوت شب را بخصوص در وقت سحر از دست ندهد وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً قرآن عهد الله است عهد خدا را فراموش نكند . برادرم خويشتن را باشد و پا در كفش اين و آن نكند و گرنه جهان با اين فراخى بر وى تنگ مىشود . دوستم بداند كه كثرت عمل ملاك تقرّب نيست بلكه تعقّل و تفكّر مىبايد و بداند كه از آن سوى بخل و امساك نيست تا ندهند بلكه از اين جانب كوتاهى است كه نمىگيرند لذا تعبيرات الهى را مىبينى كه از آن سوى مىفرمايد يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ و از اين سوى مىفرمايد نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ . وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ . برادرم مواظب باشد كه بىطهارت نباشد و بداند كه با حالت جنابت خوابيدن كراهت دارد ، و هر وقت كه وضو گرفت تا برايش مقدور است دو ركعت نماز بخواند و از خداى متعال قرب و حضور طلب كند كه مستجاب است و مىتواند كه