حسن حسن زاده آملى

130

هزار و يك كلمه (فارسى)

كلمهء 245 اين كلمه طيبه در بيان وحدت وجود ، و بسيط الحقيقة كل الأشياء و ليس بشىء منها ، و وجهى از وجوه معانى « من عرف نفسه فقد عرف ربه » است . خطبه 184 نهج البلاغه يگانه خطبه توحيديه آن است كه يكپارچه حكم و معارف الهيّه است ، جناب سيّد رضى رضوان الله عليه در عنوان آن فرمود : « و من خطبة له عليه السلام و تجمع هذه الخطبة من اصول العلم ما لا تجمعه خطبة . . . » . مرحوم استاد ذو الفنون علم علم و دين آية الله معظم علامه حاج ميرزا ابو الحسن شعرانى روحى فداه بيست و سه جمله خطبه توحيديه نامبرده امير المؤمنين عليه السلام را كه قريب به نصف آنست به فارسى شرح فرموده است و نسخه آن به خط مبارك آن جناب در نزد راقم سطور محفوظ است كه شايسته است به گفته حكيم انورى تمسك جويد : هست در ديده من خوبتر از روى سفيد * روى حرفى كه به نوك قلمت گشته سياه عزم من بنده چنانست كه تا آخر عمر * دارم از بهر شرف خط شريف تو نگاه اين بنده در نظر دارد كه به توفيق خداوند متعال باقى خطبه را نيز به همان سبك شرح كند و در اختيار طالبان حقائق و معارف قرار دهد . غرض اينكه آن جناب در شرح جمله « لا يشمل بحدّ و لا يحسب بعدّ » آن خطبه در مسائل سه‌گانه ياد شده بيانى دارد كه به نقل آن تبرّك مىجوييم : حدّ به معنى منع كردن است ، مىگويند حدود خانه يعنى محلّى كه بايد از آنجا تجاوز نكرد و اگر يك همسايه تجاوز كند بايد منع كرد . حدود مملكت از طرف شمال و مشرق به فلان حدّ است يعنى اگر دشمن بخواهد از اينجا تجاوز كند و وارد خاك شود بايد منع نمود . حدود شرعيه از قبيل حدّ زنا كه صد تازيانه است يا حدّ دزدى بريدن دست است و حدّ