حسن حسن زاده آملى
120
هزار و يك كلمه (فارسى)
اوتاد اربعه گويند و در احكام نجومى به كار دارند كه در درس 23 دروس هيئت گفته آمد . و هرگاه بروج را از طالع بخلاف توالى - يعنى از مشرق به مغرب - شماره كنند ، آن نقطه تقاطع فوق الأرض اول برج چهارم مىشود كه در مقابل رابع تحت الارض به توالى قرار مىگيرد ، لذا آن را نقطه رابعة الليل و اين را رابعة النهار گويند . و چون شمس به رابعهء النهار رسد زمان موافات او با دائره نصف النهار بود كه غايت ارتفاع شمس در هر روز است . بدين سبب مطلب بسيار روشن را بدان تمثيل كنند و گويند : « هذا كالشمس في رابعة النهار » . كلمهء 234 حق اين است كه سحر در انبياء و اوصياى آنان - عليهم السلام - كه حجج خدا بر مردماند مؤثّر نيست . و اخبارى كه در سحر كردن مردم بر آنان نقل شده دلالت بر مسحور شدنشان ندارند ، بلكه همين اندازه دلالت دارند كه ديگران براى آنان سحر كردند . امين الاسلام طبرسى در تفسير مجمع البيان در شأن نزول سوره فلق بعد از آنكه داستان سحر كردن لبيد بن اعصم يهودى بر پيغمبر - صلى الله عليه و آله - را نقل كرده ، در عدم تأثير سحر به آن حضرت صلوات الله عليه گويد : لأنّ من وصفه بأنه مسحور فكأنه قد خبل عقله و قد أبى الله سبحانه ذلك في قوله : وَ قالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا ( الفرقان - 10 ) و كسى كه در اصول عقائد و مبانى كلاميه در قاعده لطف و غرض از بعثت انبياء و اتمام حجت خدا بر خلق اندك بصيرتى داشته باشد داند كه اين كلام در نهايت كمال و متانت و صحّت است . و آنچه كه گفتهاند بر اثر اين سحر چند روزى حال آن حضرت پريشان شد و بيمار گشت و . . . همه از اضافات ناقلان است شبيه حكايات قصّاصان براى اعجاب عوام . در اين موضوع در رساله امامت كه آن را بتمامها در مجلّد دوّم تكملة منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغه آوردهايم ، بيشتر بحث شده است . ( ج 2 ، ط 1 ، ص 48 و 49 ) و