حسن حسن زاده آملى
22
هزار و يك كلمه (فارسى)
ترائب جمع تريبه است مانند كتائب و كتيبه . صلب ديوار استخوانهاى پشت بدن است ، و ترائب جدار استخوانهاى جلوى آن است ، هر دو چه از زن و چه از مرد . و آنچه در ميان اين دو ديوار استخوانها محصور است أمعا و آورده و احشاء و نظائر آنهاست . و معنى آيت اين است كه انسان با ديده اعتبار در صنع پروردگار بنگرد كه مبدأ تكون و مايه پيدايش او آب جهندهايست كه از ميان اين دو ديوار استخوانها بيرون مىآيد ، چنان كه در آيه دوم فرمود : در أنعام مايه عبرت شماست كه شير خالص گوارا از ميان فرث و دم آنها بيرون مىآيد . نه آنچنان كه شهرت يافته است كه ترائب را سينه و پستان و يا استخوانهاى سينه زن معنى كردهاند و گفتهاند كه ماء دافق از صلب مرد و ترائب زن بيرون مىآيد . نگارنده گويد : آفرين بر صورت و بر صورت آفرين كه آبى آنچنان را صورتى اينچنين مىدهد ، و شيخ اجل سعدى چه نيكو سروده است : ز ابر افكند قطرهاى سوى يم * ز صلب آورد نطفهاى در شكم از آن قطره لؤلؤ لالا كند * وزين صورتى سر و بالا كند دهد نطفه را صورتى چون پرى * كه كردهست بر آب صورتگرى و فرمود : لسان الحمل بارهنگ است . و طباشير مغزنئى كه از هندوستان مىآورند . و شبت شويد است . و بر نجاسف بومادران است . و زعرور ميوه معروف به زال زالك است ، و فارسى كتابى آن دولانه است . و حرمل اسفنج است . و عرق يمانى بيمارى رشته است . و اين شعر را از بوستان سعدى خواند : يكى را حكايت كنند از ملوك * كه بيمارى رشته كردش چو دوك و فرمود : بايد دانست كه ترجمه تيفوئيد به مطبقه چنان كه ميرزا على دكتر مؤلف جواهر التشريح ، و ابو الحسن خان و غيرهما گفتهاند غلط است چون به تصريح شرح اسباب و قانون و غيرهما مطبقه ترجمه سونوخس است ، و سونوخس را گويند بيش از يك هفته طول نمىكشد و علاج آن به فصد يا رعاف است كه فورا تب را قطع مىكند ،