حسن حسن زاده آملى
17
هزار و يك كلمه (فارسى)
نوشتهام عمل كنيد ، و در حال بر مركب تيزرو سوار شد و از خراسان بيرون آمد . پس پادشاه را به همان طريق تدبير كردند و صحّت كلّى يافت ، چه موادّ بلغمى كه سبب مرض بود بواسطه حرارت غضبى و مدد حرارت حمّام تحليل يافت . و بعد از آن هر چند پادشاه او را طلبيد ملاقات ننمود ، و استعذار كرد كه هر چند صورت شتمى كه واقع شد بنابر مصلحت علاج بود فأمّا شايد كه چون پادشاه تذكر آن فرمايد بر خاطرش گران آيد ، و از سلاطين به هيچ حال ايمن نتوان بود . « 1 » و دومين را ابن ابى اصيبعه در عيون الأنباء في طبقات الأطبّاء در ترجمان ابو البركات آورده است « 2 » ، و در نامه دانشوران ناصرى نيز در بيوگرافى ابو البركات بغدادى بدين عبارت حكايت شده است : « از نوادر معالجات كه صاحب طبقات الأطبّاء از وى نقل كرده اين است كه يكى از اهالى بغداد را ماليخوليائى عارض شده و مدتهاى مديد بدان رنج مبتلا بود ، و هنگام مشى و حركت گمانش اين بود كه خمى بر سر او نهادهاند و دستهاى خود بدان خم مىنهاد و حركت مىنمود . كسان آن مريض هر قدر سعى در معالجت او مىكردند حالت اختلال دماغ آن مريض بيشتر مىشد تا آنگاه كه شرح آن مرض در پيش او دادند ، پس از تأمل و تفكر در مرض دانست كه به ادويه مزاجى آن برئى پديد نخواهد گرديد ، و به تدابير و تصرف در قوه خياليه وهميه وى او را برء پديد خواهد گرديد . پس كسان مريض را گفت كه روزى او را در نزد من حاضر كنيد كه معالجت او را به آسانى متقبّلم . روز ديگر آن مرد ماليخوليائى را بنزد وى آوردند ، ابو البركات سربزير داشت بعد از لمحهاى سر بلند كرد و گفت : اين كيست و اين خم بزرگ را چرا بر سر نهاده ؟ بعد سربزير افكند . مرد آهسته به همراهان خود گفت همواره مىگفتم كه اين خم بر سر من است و شما منكر مىشديد ، او از زير چشم مىنگريست ، پس سر برداشت و گفت او را به منزل برده تا ده روز نگذارند بيرون رود ، روز دهم به نزد
--> ( 1 ) - « اخلاق جلالى » ص 168 ، چاپ هند . ( 2 ) - « عيون الأنباء في طبقات الأطبّاء » ج 2 ، ص 297 ، چاپ بيروت .