جمعى از نويسندگان

40

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى)

جامعه اسلامى و مطالعه‌اى در وضع حوزه قم كردم و پس از سنجيدن آنها به اين نتيجه رسيدم كه اين حوزه نياز شديدى به تفسير قرآن دارد تا مفاهيم والاى اصيلترين متن اسلامى و عظيمترين امانت الهى را بهتر بشناسد و بهتر بشناساند . از سوى ديگر چون شبهات مادى رواج يافته بود نياز شديدى به بحثهاى عقلى و فلسفى وجود داشت تا حوزه بتواند مبانى فكرى و عقيدتى اسلام را با براهين عقلى اثبات و از موضع حق خود ، دفاع نمايد . ازاين‌رو وظيفه شرعى خود دانستم كه به يارى خداى متعال ، در رفع اين دو نياز ضرورى ، كوشش نمايم " . استاد بزرگوار در برخورد با بدانديشان و شيطان - صفتان نيز شيوه‌اى الهام گرفته از كتاب و سنت داشتند . به خاطر دارم هنگامىكه نابخردى از روى غرض‌ورزى اقدام جاهلانه‌اى در جهت تضعيف شخصيت علمى ايشان انجام داده بود و جمعى از علاقمندان اجازه مىخواستند كه او را توبيخ نمايند با كمال آرامش و متانت فرمودند : " و لا يحيق المكرالسئ الاباهله " و طولى نكشيد كه مصداق اين آيه كريمه در حق وى تحقيق يافت . اين تجربه درباره چند نفر ديگر به صورت گرفتاريها و رسوائيهاى عجيبى تكرار شد و اين حقيقت عملا به ثبوت رسيد كه ناسپاسى نسبت به نعمت وجود مردان