جمعى از نويسندگان

25

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى)

اسلام را زينت دادى و صحنهء تاريخ را نور نشاط بخشيدى و پايهء دين به بركت تلاش و كوشش و علم و دانش آنان كه آن نيز توفيقى از تو بود ، راسخ و استوار ساختى . و همان به كه دم فروكشيم كه بر اين همه نعمت هيچ آفريده را ياراى سپاس نباشد كه فضل تو عظيم ، كرم تو ماوراء تصور و نعمت تو ، ما فوق احصاء است وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها ( سوره ابراهيم آيه 34 ) سخنى در مورد علامهء بزرگوار براستى بايد اعتراف كنيم كه خامه و زبان از توصيف درياى عظمتى كه در روح آن بزرگمرد موج مىزند عاجز است . چگونه مىتوانيم شكوه و جلالت روح و عمق فكر و وسعت علم آن استاد بزرگ را ترسيم كنيم كه حتى از تحليل عظمت شاگردان برجستهء او چون شهيد مطهرى و شهيد مظلوم دكتر بهشتى و شهيد قدوسى نيز عاجزيم . و آنچه در اين يادنامه نيز آمده است اگرچه از خامه نويسندگان بزرگ و انديشه تواناى شاگردان تربيت يافتهء آن استاد ، سر زده است و آنان از هركس به استاد نزديكتر و از مقام علمى و اخلاقى و صفاى نفسانى او آگاهترند ، با اينهمه درخور عظمت راستين استاد نيست ، از دو روى : يكى آنكه مقالات و رسائلى در اين يادنامه آمده است در فرصتى كوتاه و زمانى غيركافى و فراغتى اندك و اشتغالى بسيار به رشتهء تحرير درآمده است ، كه در اين شرايط ، مهلتى براى پرورش مطلب و اداء حق سخن براى نويسنده نيست . ديگر آنكه شاگردان آن بزرگوار با همه زيركى و هوشيارى خويش به عمق لطائف اخلاق و دقائق علم او نرسيده و همه صفات روحى او را به سزا دريافت نكرده‌اند و آنچه را نيز دريافت كرده‌اند نتوانسته‌اند در گوش قلم فروخوانند و آنچنانكه شايستهء آن بزرگمرد است بنويسند و