جمعى از نويسندگان

17

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى)

هم پاك رست و پاك شكوفيد و پاك زيست * هم پاك‌ور و سپيد سرانجام كار رفت تا حشر اگر كه فلسفه نالد زغم رواست * كاين نازدانه را پدر غمگسار رفت شايد كه علم ، خاك بسر برپراكند * كز دست او مربى خدمتگزار رفت " ميزان " زكنه منزلتش چون دهد خبر ؟ * ميزان قدر اوست ز ميزان بزرگتر بحريست پرطپش كه نه او را كران پديد * چرخيست دور بس‌كه نه‌اش كهكشان پديد اعجوبهء زمان و زمين است و مثل او * كم پرورد زمين و كم آرد زمان پديد آثار او حجاب تو از درك كنه اوست * نبود ز بس ستاره ، خود اين آسمان پديد طرحى نوآفريد ، به تفسير رازها * آن رازها كه نيست برعارفان پديد اسلام را به غرب شناساند و جلوه داد * هرجا گليست ، گشته از اين باغبان پديد صد آسمان ستاره و صد كاروان گهر * صد بوستان گل آمد از او در جهان پديد گلبوته‌هاى معرفت و چشمه‌هاى نور * از كوشش وى آمده در هرمكان پديد روحانيان آگه و شيران انقلاب * گرديده زين مربى پاكيزه جان پديد از وى " اصول فلسفه " سامان و نظم يافت * كرد از نظر به " علم نظر " سازمان پديد