حسن حسن زاده آملى

69

مجموعه مقالات (فارسى)

كميل عرض كرد : « أو لست صاحب سرّك آو مثلك يخيّب سائلا » ، امام در جوابش حقائقى افاده فرمود ، آن هم با استدعاى متعدد « زدنى فيه بيانا » كميل . و از آن جمله است ، سؤال همّام بن شريح از حضرت امير المؤمنين عليه - السلام ، در اوصاف متّقين ، كه امام در ابتداء ، در جوابش تثاقل ورزيد و سپس جوابى كوتاه أدا فرمود ، ولى همّام قرار نگرفت و بدان قانع نشد ، حتى امام را سوگند داد كه امام در جوابش چنان خطبهء غرّاء را در وصف متقين ايراد فرموده است و آن در نهج‌البلاغه آمده است . « 45 » و از آن جمله است حديثى كه در معانى الأخبار صدوق ، و در چهاردهم بحار ( ص 90 ط كمپانى ) ، در تفسير آيهء شريف ، « ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ » ، روايت شده است ، كه سفيان ثورى از امام صادق سؤال از « ن » نموده است ، تا سخن بدينجا مىرسد ، كه امام به سفيان فرمود : « يا ابن سعيد لولا انك أهل للجواب ما أجبتك » ، سپس امام شروع فرمود به تفسير « نون و قلم و لوح » . و از آن جمله است ، خبرى كه در بصائر باسنادش از عمّار ساباطى روايت كرده است ، كه : « قال قلت لأبى عبد اللّه عليه السلام جعلت فداك أحبّ أن تخبرنى باسم اللّه الأعظم ، فقال انك لا تقوى على ذلك ، قال فلمّا الححت ، قال مكانك اذا ثم قام فدخل البيت هنيأة ثم صاح بى ادخل » ، ( الحديث ) . در اين حديث ، صريحا امام به او فرمود : كه « انك لا تقوى على ذلك » ، و عمار صريحا گفت : « فلما الححت » . و امام بعد از الحاح او ، وى را صدا زد كه داخل خانه شود . الخ . غرض اين است كه به علّت ضعف و نارسائى عقول عامّه مردم ، در ادراك اين‌گونه مسائل از قبيل قضا و قدر نهى از ورود در آنها شده است ، نه آن كه مطلقا حتى براى خواص و افراد مستعدّ و لايق خوض و تحقيق در آنها نهى تحريمى شده باشد ، و گرنه امام پس از نهى در ورود ، بر اثر الحاح سائل ، جواب سؤالش را نمىفرمود چنان كه خيلى واضح در اين معنى ، امير المؤمنين

--> ( 45 ) . نهج‌البلاغه ، خطبهء يكصد و نود و يكم .