حسن حسن زاده آملى

58

مجموعه مقالات (فارسى)

نقل اين كلام از عارف مذكور ، گويد : « و هذا وسع ابى يزيد في عالم الاجسام ، بل اقول لو ان ما لا يتناهى وجوده يقدّر انتهاء وجوده مع العين الموجده له في زاوية من زوايا قلب العارف ما أحسّ بذلك في علمه فانه قد ثبت انّ القلب وسع الحق و مع ذلك ما اتصف بالرى فلو امتلى ارتوى » . اين بيان شيخ ، كلامى كامل و سخنى بغايت نيكو است كه ابو يزيد و ابو سعيدها خوشه‌چين خرمن ختمى مرتبت‌اند . قلبى كه مهبط و محتد إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ است ، به تقدير آحاد رعيت مقدّر نمىگردد ، بقول متأله سبزوارى : آفاق ديدم انفس رسيدم * من ذا يدانيه ما شفته قط صد چون سروشش حلقه بگوشش * ناخوانده او لوح ننوشته او خط هر اثرى نمودار دارائى مؤثر خود است ، همانطور كه حق سبحانه غير متناهى است ، كتاب او نيز غير متناهى است . عارف بسطامى گويد : اگر عرش با آنچه كه حاوى آنست هزارهزار برابر يعنى يك ميليون برابر گردد و در گوشه‌اى از گوشه‌هاى قلب عارف باللّه قرار گيرد ، احساس بدان نمىكند . صاحب فصوص گويد بلكه سعه قلب فوق آنست كه قد ثبت ان القلب وسع الحق و اين كلامش اشارت به اين حديث شريف قدسى دارد كه لا يسعنى ارضى و لا سمائى و لكن يسعنى قلب عبدى المؤمن ، يعنى : گفت پيغمبر كه حق فرموده است * من نگنجم هيچ در بالا و پست در زمين و آسمان و عرش نيز * من نگنجم اين يقين دان اى عزيز در دل مؤمن بگنجم اى عجب * گر مرا جوئى در آن دلها طلب صاحب فصوص و فتوحات در يكى ديگر از كتابهايش بنام « الدرالمكنون و الجوهر المصون في علم الحروف » ، نكته‌اى لطيف دربارهء قرآن مجيد دارد كه « يأتي يوم القيامة بكرا لا يعلم تاويله الّا اللّه » . وقتى قيامت شما قيام كرده است ، قرآن مجيد را با اينكه آن همه كتب تفاسير انفسى و غير انفسى در