حسن حسن زاده آملى

24

مجموعه مقالات (فارسى)

اسماء و صفات الهى بشود ، زنگها و رنگهاى هوى و هوس و تعلّقات امور مادى ، كارش را به جائى مىكشاند كه ثم رددناه اسفل سافلين دربارهء او صادق آيد و خداوند سبحان فرمود : « كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ » ، « 17 » اين رين زنگ جان است ، كه حجاب انسان مىشود . اين زنگها را بايد زدود ، و لوح جان را بايد تصفيه و تطهير كرد . اين صفاى صحيفهء نفس بر اثر مراقبت يعنى كشيك نفس كشيدن حاصل مىشود ، وظيفهء همهء ما اين است كه مواظب و مراقب خودمان باشيم تا كم‌كم نهال وجود ما شجرهء طوبى شود ، كه « . . . أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها » « 18 » بر اثر اين مراقبت ، سلطان توحيد بر انسان متجلى مىشود ؛ يعنى به توحيد افعال و توحيد صفات و توحيد ذات مىرسد ، در دعاى وحدت مىخوانيم « لا إله الّا اللّه وحده وحده وحده » ، شايد يك نفر اديب ، از جنبهء قاعدهء ادبى بفرمايد كه وحده دوم و سوم تأكيد لفظى وحده اول است ، و لكن حقيقت امر اين است كه : نهفته معنى نازك بسى است در خط يار * تو فهم آن نكنى اى اديب من دانم اين سه كلمهء وحده اشارهء به توحيد سه‌گانه ياد شده است ، مثلا اگر علم و قدرت و حيات مىبيند ، هر يك منتهى مىشود به حيات مطلقه ، و علم مطلق و قدرت مطلقه ، و اگر وجود است ، به وجود مطلق منتهى مىگردد . و سرانجام توحيد صفات و افعال ، به توحيد ذات منتهى مىشوند ، و در اين مقام موحّد جز ذات حق و شئون ذاتيه حق نمىبيند . اين توحيدى است كه علاوه بر يكى گفتن و يكى دانستن ، يكى ديدن است . امير عليه السلام فرمود « لم أعبد ربا لم اره » ، و در عين حال كه افعال را به اين و آن اسناد مىدهد ، جنبه ايجادى آن را به مؤثّر على الاطلاق مىداند ، كه مىگويد : « لا حول و لا قوّة الّا باللّه

--> ( 17 ) . مطففين / 14 . ( 18 ) . ابراهيم / 24 .