حسن حسن زاده آملى

94

گنجينه گوهر روان (فارسى)

چند دليل فقط اين است كه نفس ناطقه جوهرى غير از بدن جسمانى خود است ، و پس از آن ادله اقامه مىشود كه نفس ناطقه علاوه براين كه جوهرى غير از بدن جسمانى خود است ، جوهرى مجرّد از احكام جسم و جسمانيّات است ؛ و باز در همين كتاب دانسته مىشود كه نفس ناطقه هيچگاه بىبدن نيست و اين ابدان در طول هم‌اند و تفاوت اين ابدان بكمال و نقص است . أما أدله مغايرت نفس با جسم كه نفس ناطقه جوهرى غير جسم است اين كه : فيلسوف قسطا بن لوقا در كتاب « الفصل بين الروح و النفس » پس از اثبات اين كه نفس جوهر است نه عرض ، پنج دليل آورده است كه نفس جوهرى غير جسم است . آن جناب - اعنى قسطا بن لوقا - نخست در بيان اين كه نفس جوهر است نه عرض گويد : « و لنبيّن أن النفس جوهر فنقول : كلّ قابل للمتضادات و هو واحد بالعدد لا يختلف ذاته فهو جوهر ، فالنفس قابلة للفضائل و الرذائل و هى واحدة بالعدد لا يختلف ذاتها فهى اذن جوهر ، و الفضائل و الرذائل متضادّات فالنفس إذن قابلة للمتضادّات و هي واحدة بالعدد لا يختلف ذاتها فهي اذن جوهر . و أيضا إن محرّك الجوهر جوهر ، و النفس محرّك الجسد ، و الجسد جوهر فالنفس اذن جوهر . و أيضا فان النفس جزؤ من الحيوان لأن كلّ حيوان نفس و جسد ، و الحيوان جوهر ، و جزء الجوهر جوهر ، فالنفس إذن جوهر . تبصره : عين ششم كتاب ما « عيون مسائل النفس » و شرح آن « سرح العيون فى شرح العيون » در بيان جوهر بودن نفس ناطقه انسانى است « عين في أن النفس الإنسانية جوهر » ؛ و بدان كه تمام رساله فيلسوف قسطا بن لوقا به نام « الفصل بين الروح و النفس » را تصحيح و بيان شده در آخر شرح عين يازدهم نقل كرده‌ايم ؛ اين بود غرض ما از تبصره . اينك ادلّه پنجگانه ياد شده را كه فيلسوف ياد شده در رساله نام‌برده آورده است نقل مىكنيم ؛ اين ادلّه پنجگانه را در صدر كتاب « الحجج البالغة على تجرّد