حسن حسن زاده آملى

33

گنجينه گوهر روان (فارسى)

قيمت آن داند يعنى علم و حسّ انسانى را معيار معلومات و محسوسات يابد ، و ارزش هر موجود را به وجود انسان و بهره بردن وى از آن و به تمدّن جامعهء انسانى وابسته بيند . اين انسان است كه در جميع موجودات و در همهء عوالم و مراتب سير علمى مىنمايد ، و وى را مقام وقوف نيست و به هررتبه و درجه‌اى كه رسيده است در آن مرتبه توقف نمىكند و به مرتبهء بالاتر عروج مىيابد ، و متّصف به صفات كماليّه جميع موجودات ميگردد ، و بر همه تسلّط مىيابد ، و به حقيقه الحقائق كه حيات مطلق و جمال و جلال مطلق است مىرسد و به اذن او كه اذن فعلى و اتّصاف كمالات وجودى است مىتواند در مادّه كائنات تصرّف كند و ربّ انسانى شود و خليفة اللّه گردد و كار خدائى كند . و السّلام . اين بود صد كلمه گفتار ما در معرفت نفس كه در مفتتح مقدّمه « گنجينه گوهر روان » تقديم داشته‌ايم و آن را مدخل ورودى آن قرار داده‌ايم . اميد است كه اين مدخل براى نفوس مستعدّه زكيّه شيّقه بكمال « باب الرحمة » بوده باشد . هروى در « بحر الجواهر » در بيوگرافى جالينوس گويد : از سخنان اوست : « شرف نفس انسان را بدان توان شناخت كه از ملابست اعمال دون و مزاولت أمور حقير اجتناب نمايد ، و پيوسته خاطر وى بعظائم امور مقصور باشد .