حسن حسن زاده آملى
28
گنجينه گوهر روان (فارسى)
موجودات مرتبط است ، و از اين جدول بايد بدانها برسد . ما جدولى از بحر وجوديم همه * ما دفترى از غيب و شهوديم همه ما مظهر واجب الوجوديم همه * افسوس كه در جهل غنوديم همه 88 . آنكه در گوهر نفس خود ، ساعتى به فكرت بنشيند ، دريابد كه اگر خود او آن را به تباهى نكشاند هيچكس نتواند آن را تباه كند . و آنچه او را از تباهى باز مىدارد دانش بايسته و كردار شايسته است كه دانش آب حيات ارواح است چنان كه آب مايه حيات اشباح است . 89 . آنكه در انسان تمام و ناتمام انديشد دريابد كه : بود مرد تمامى آنكه از تنها نشد تنها * به تنهايى بود تنها و با تنها بود تنها 90 . آنكه در مباحث حواس خمس كتب حكمى دقّت كند ، دريابد كه همه آن مطالب سنگين و سهمگين به خصوص ابصار كه از همه دشوارتر است ، اختصاص به يك نشأت ابتدايى طبيعى انسان دارد ، چه اين كه در رؤياى منامى همه آنها در كارند با اينكه هيچ يك از شرايط احساس دخالت ندارد . حال اگر از عالم خواب هم بالاتر برود دريابد كه گوهر نفس به وجود احدى يكپارچه حيات و نور و علم و سمع و بصر و سائر ادراكها است . و از آن هم بالاتر در سنخيّت نفس مفاض با عقل مفيض و مخرج نفس از نقص به كمال ، عقل را بوجود احدى يكپارچه حيات و نور و علم و سمع و بصر يابد . و سپس به وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ رسد و دريابد كه اسماء حسنى و صفات عليايش به وجود احدى عين ذات صمدى اويند و فقط تغاير مفهومى دارند . آنگاه بسيارى از افعال و آثار خود را به همين مثابت در هر نشاه به حكم همان نشاه ارتقاء دهد و در تطابق كونين نتائجى بدست آورد . 91 . آنكه در خود درست انديشد دريابد كه بود او نابود شدنى نيست ، هرچند او