حسن حسن زاده آملى
20
گنجينه گوهر روان (فارسى)
قوىّ شده است از آنها مستغنى گردد ، و چهبسا كه اشتغال قوى در اين هنگام به خارجيات و شواغل حسّى ، نفس را از كارش باز بدارد و رهزن وى شود ، لاجرم نفس را گوهرى نورانى قائم به ذات خود مىيابد ، و براى چنين گوهر ، ممكن است كه جميع مجرّدات را بدون آلت ادراك كند . 67 . آنكه در اختلاف امزجه و نفوس آنها تأمّل كند مىبيند انسانى غبى است ، يعنى گول است و او را از فكر فائدتى نباشد ، و ديگرى به قدرى ثقافت و حدّت ذهن دارد كه غنى است ، يعنى از تعلّم و تفكّر بىنياز است ، و بين اين دو را مراتب بسيار است . اين غنى داراى روح قدسى است و مؤيّد به روح القدس و از او تعبير به صاحب نفس مكتفى مىكنند . و چون مفيض على الاطلاق فعليّت محضه است و در فاعليت تامّ ، و فيض او على الدّوام فائض است ، و نفس مكتفى هم در قبول تامّ است ، لذا چنين نفسى مظهر و مصداق تامّ اسماى تعليمى و تكوينى : وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ، وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ و واسطهء فيض و امام معصوم است . 68 . آنكه در مدارك سبعهء خود كه حواسّ خمس و خيال و وهماند ، حق نظر ادا كند ، آنها را ابواب مكاسب خود يابد ، پس اگر در تحت تدبير و فرمان عقل نباشند هفت باب جهنّمند ، و اگر باشند هشت باب بهشت . لاجرم هركس بهشت يا دوزخ خويش است . 69 . آنكه به نعمت مراقبت متنعّم است مىداند كه هرچه مراقبت قويتر باشد تمثّلات و واردات و ادراكات و منامات زلالتر ، و عبارات كه اخبار برزخىاند ، رساتر و شيواترند . گاهى اين بىذوق چيزكى چشيده است كه :