حسن حسن زاده آملى

13

گنجينه گوهر روان (فارسى)

تجرّد شناسد چه اين كه قرآن مجيد بيكران در ليله مباركه بنيهء محمّديه از غايت فسحت قلب و نهايت شرح صدرش به نزول دفعى فرود آمده است . 32 . آن‌كه در معرفت انسان و قرآن توغّل كند ، قرآن را صورت كتبيه انسان كامل شناسد ، و نظام هستى را صورت عينيّه او يابد . 33 . آن‌كه در صورت علميّه ، بدرستى تعقّل كند هم صورت علميه را و هم واهب و متّهب آن را عارى از مادّه و احكام آن مىيابد - يعنى اذعان مىكند كه صورت علميّه و وعاء تقرّر آن مطلقا چه مفيض و چه مستفيض ، فوق طبيعت و وراى آنند . 34 . آن‌كه در اعتلاى نفس از قوّه به فعل بينديشد كه هرچه داناتر مىشود براى اخذ معارف قوىتر آماده‌تر مىگردد ، پى مىبرد كه نفس را رتبت فوق تجرّد است - يعنى علاوه بر مجرّد بودنش حدّ يقف ندارد - ، و به سرّ اثر گرامى « يا من لا تزيده كثرة العطاء إلّا جودا و كرما » آگاه مىگردد . 35 . آن‌كه خطاب محمّدى را درست فهم كند كه انسانها براى اغتذاى از اين سفرهء إلهى دعوت شده‌اند ، قدر و مرتبت خود را شناسد و در راه استكمالش پويا و جويا گردد . 36 . آن‌كه در حقيقت علم ، درست تأمّل كند كه بصر نفس مىشود و او را از ظلمت به ضياء مىكشاند ، آگاه گردد كه نور علم ، نفس نفس و عين ذات او مىگردد ، و به سرّ اتحاد علم و عالم و معلوم به حسب وجود مىرسد . 37 . آن‌كه در آثار صفات و اخلاق انسانها ، و در احوال و افعال حيوانها دقيق شود ، حيوانها را تمثّلات ملكات انسانها مىيابد . 38 . آن‌كه در كتب مصنّفان و مؤلّفان فكر كند ، آنها را دليل بر تجرّد وعاى علم أعمّ از واهب و متّهب كه نفس است مىيابد . 39 . آن‌كه خود را ابدى شناخت فكر ابد مىكند . 40 . آن‌كه در طلب دقّت كند ، بين طالب و مطلوب مناسبتى مىيابد ، و پى مىبرد