حسن حسن زاده آملى

12

گنجينه گوهر روان (فارسى)

28 . آن‌كه در آيات إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ « 1 » ؛ يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ « 2 » ؛ ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً « 3 » ، و أشباه آنها نظرى صحيح اندازد ، دريابد كه انسان شب و روز در مطلق أعمال و أحوال خود سازنده خود است ، و هرگونه كه خود را ساخت همانگونه از اين سرا به سراى ديگر رخت برمىبندد . 29 . آن‌كه در كسب علم و حرفه و صنعت خود تأمّل كند درمىيابد كه فعل او را ظاهرى و باطنى است ، ظاهر او كه قشر است با زمان متصرّم است و ناپايدار ، و باطن او كه لبّ است ملكه او گردد و متحقّق و برقرار ، و بدين ملكه ملك و سلطان و اقتدار بر تصرّف در مادّه و إعمال أعمال خود كند ، پس آنگاه آگاه شود كه علم و عمل جوهر و انسان سازند . 30 . آن‌كه در علم و عمل دقيق شود ، علم را إمام عمل و قائم بر آن مىيابد ، چنان كه گويى : علم نر باشد و عمل ماده * دين و دنيا بدين دو آماده و مانند آن‌كه : آسمان مرد و زمين زن در خرد * هرچه آن انداخت اين مىپرورد و مانند منىّ رجل كه قوّه مولّده است ، و رطوبت مرأه كه متولّده است ، چه آن آسمان است و اين زمين الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ ، و از اين دقّت آگاه گردد كه علم مشخّص روح انسان و عمل مشخّص بدن اوست كه نه روح بىبدن است و نه بدن بىروح ، اين قائم به آن است و آن قائم بر اين . 31 . آن‌كه به سرّ سوره قدر كشف تام محمّدى برسد ، انسان را صاحب مقام فوق

--> ( 1 ) . سورهء هود ، آيهء 47 . ( 2 ) . سورهء آل عمران ، 31 . ( 3 ) . سورهء كهف ، آيهء 50 .